من المومنین رجال صدقوا ما عاهدالله علیه و منهم من قضا نهبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا شهادت ایت الله نمر باقرالنمر رضوان الله علیه به دست ال سعود تسلیت وتعزیت میگوییم جنایات ایادی استکبار امریکا واسرائیل وانگلیس و...در این جنایت هولناک و در کشنار مردم مظلوم یمن و سایر بلاد اسلامی اشکار است همه ی جنایات کوردلان عالم را شدیدا محکوم میکنیم وبه امید روزی که ملتهای مظلوم عالم به پا خیزند وسران کفر و الهاد به خاک مذلت نشانند ان شاالله

+ نوشته شده توسط در 6 Jan 2016 و ساعت 11:32 AM |
سلام عزیزان همرا ه مدتی با شما فاصله گرفتیم ان هم مدتی طولانی به حول و قوه ی الهی بتوانیم در این مسیر به وظیفه عمل کنیم در کلام الهی در سوره مبارکه النازعات امده "کانهم یوم یرونها لم یلبثو الا عشیتا او ضحیها "مثل انکه عصرگاهی یا صبحگاهی در این علم دنیا و عالم برزخ بودیم و به نقل از مولای عرفان الفرصت تمر مرالسحاب فرصت همانند ابر به سرعت عبور میکند امید انکه در مسیر هدایت غافلذ نگردیم وخسران نکنیم به امید جبران خسارت گذشته

+ نوشته شده توسط در 6 Jan 2016 و ساعت 11:20 AM |
       
مازندران سفر / 27 24 - مها : » الف و هاء و مکسوره ميم با « 22 25 - انزها : » الف و هوز هاء و زاء و ساکنه نون و الف با « 26 - مزداران : » مضمومه ميم با ] مفتوحه [ ال و راء و الف و دال و ساکنه زاء و و ف نون « 27 - آتشان : » پاکشان وزن بر « 28 - گردان دِه : » مردان به وزن بر « 29 - آباد حسن : الدوله منتظم ملک 30 - کلاک : » هلاک وزن بر . کاف و الف و لام و کاف با « 3 1 - مشهد : است سادات از يکی مدفن که 32 - بُن حصار : » کُن سوار وزن بر « 33 - رامه : » نامه وزن بر باراء « 34 - ارجنه : » ورضمه وزن بر جيم با « 35 - آباد عبداﷲ 36 - دِه َدر : » سرده وزن بر دال با « 37 - فيرده : » شيرده وزن بر فاء با « 38 - دِه گاو 39 - کدو : » سبو وزن بر « 40 - ايج : » پيچ وزن بر « 4 1 - جوين : » نون و ياء و واو و جيم با « 42 - عبداﷲ امامزاده 43 - اختر : » کفتر وزن بر « 44 - اروانه : » پروانه وزن بر « 45 - مِهَن : » نون و هوز هاء و مکسوره ميم با « 46 - ترود : » سرود وزن بر منقوطه تاء با « 23 47 - کُمند : » خجند وزن بر « 48 - کتالان : » غلامان وزن بر تاء و کاف با « است قرار اين از کوه مزارع اسامی : مزرعه هيجده 1 - س ملک ليم 2 - نمرود : » امرود وزن بر « 3 - افشان رود 4 - آباد امين 5 - آب اندر َصنَم : » سَحاب َدر عَلَم وزن بر « 6 - دِه سياه 7 - اندور : » انگور وزن بر « 22 اينک » مهاباد « گويند . . دارد نام طرود اينک 23 www.IrPDF.com www.IrPDF.com www.IrPDF.com www.IrPDF.com
مازندران سفر / 28 8 - خُنار : » کُنار وزن بر مضمونه منقوطه خاء با « 9 - ده کُرشه 1 0 - اُشنی : » ي و مکسوره نون و ساکنه شين و مضمومه الف با ساکنه اء « 11 - اَ ر وُ : » ساکنه واو و مضمومه وراء مفتوحه الف با « 1 2 - کلارخان » نهاردان وزن بر « 1 3 - سفيد گور : آيد می آنجا از کوه فيروز آب يک که . 1 4 - شورستان چمن . 1 5 - هرياج : » جيم و الف و ياء و ساکنه راء و مکسوره هاء با 1 6 - آباد علی : وشتان جزء 1 7 - اُمرَک : » ساکنه کاف و مفتوحه راء و ساکنه ميم و مضمومه الف با « ارجمند جزء الدوله منتظم ملک 1 8 - واشی : » باشی وزن بر واو با « . خانه دباغ تکيه بر وقف الدوله منتظم ملک طهران . می بعد را آن شرح که است کوهها غرايب از واشی تنگه و سرد بسيار جای نويسم . مزار و دهات اين ماليات و حاکم به فرع هزار دو تومانی و نقد تومان پانصد و هزار ع و شود می تومان پنجاه و صد چهار که اند داده می الحکومه نايب به قران يک تومانی خزانه بلژيکی اداره عهده به ماليات گرفتن که اکنون اند، داده می جنس هم خروار دويست تومان هزار دو ف ر ع اً و ا ص لاً است، ايران دار گيرند می جنس خروار دويست و نقد . المبارک رمضان شهر سيم چهارشنبه . داشتيم توقف کوه فيروز در تفنن محض . ارشد دو ايالتی اردوی و همراهان و ايالت از خان مراد پسران السلطان صمصام و السلطان کردند شايان ضيافت و دعوت شب دو و روز . ] واشی تنگه های حجاری [ تن ديدن محض شاه فتحعلی مغفور خاقان شده حجاری و نقاری صور ديدن و واشی گه صفا با رودخانه کنار و دره ميان از شده سوار بسيار جمعيت و ايالت حضرت با ثراه طاب رفتيم واشی تنگه طرف به کوه فيروز خرم و . دو واشی تنگه خود تا کوه فيروز قصبه از است سبکی نيم و فرسخ . طرا نهايت راه بين دارد را خضارت و صفا و وت . يک سر در نيمور قريه فرسخی » سَر سيم وزن بر « است . قريه بالاتر قدری » جند جلز » « و جيم با ساکنه دال و نون و مفتوحه جيم و ساکنه زاء و تين مکسور لام « ايالت گاه ناهار و است اند داده قرار اينجا در امروز را . خلاصه – رانديم ديگر فرسخی رسيديم تنگه اول به تا . شد لطيف و سرد هوا ف و ر اً . از آب آيد می تنگه ميان . طرف از دارد، غرابت خيلی بودم نديده تنگه و کوه چنين جا هيچ در دارد ارتفاع ذرع هشتاد و هفتاد قدر به که است کوه دو يسار و يمين . خياب يا دالان يک مثل که است باز طبيعی شکافی کوه دو اين بين است گالاری يا ان . www.IrPDF.com www.IrPDF.com www.IrPDF.com www.IrPDF.com
مازندران سفر / 29 ابتدا از دالان اين طول آيد، می روان آب که است ذرع شش يا ذرع پنج دالان اين عرض تنگه آخر به و کردم عبور سواره که است مسافت دقيقه شش قدر به تنگه انتهای تا تا بالاتر فرسخ نيم که واشی مزرعه از ب آ و رود می واشی مزرعه طرف به که رسيدم وارد است شود می تنگه . است، باز و گشاده سر است دالان مثل که تنگه اين بالای نيست وصل هم به کوه دو سرهای . گاهی شکار کرده، صاف و مسطح را ای صفحه حجّار راست طرف کوه به تنگه وسط در دارد را امتياز نهايت که است داده تشکيل شاه فتحعلی مغفور خاقان برای . صفحه اين روی يک و بيست و شده نقاری شکارچی و امراء و شاهزادگان و شاه از پياده و سواره نفر است پرنده يازده و تازی نُه و شکار چندين صورت . اسب سوار مکلل تاج با شاه فتحعلی است . مجسم شکارگاه به رسمی و سلامی کلاه با هستند شاه فتحعلی پسران که شاهزادگان اند شده . کلاه با سرداران و امراء هستند شکارگاه در معتدلی معمولی . و سوار هر پهلوی است شده نقاری اسمش ای پياده . است سوار طلا داباغی با مرسع اسب روی شاه فتحعلی . است زده شاخدار گوزن پشت به که دارد دست در بلند نيزه . نايب ميرزای عباس شاهزاده برگشته چپ طرف از است، سوار شاه فتحعلی روبروی السلطنه يا کوهی گاو تفنگ با زند می را شکار . است السلطنه نايب سر بالای اسب سوار است السلطان ظل شاه علی که خان علی شاهزاده . است اسب سوار دارد دست در کمان تيرو ميرزا قلی محمد شاهزاده . علينقی شاهزاده دا باريک شاخ دو که زده شکاری به نيزه با و برگشته قيقاج اسب روی ميرزا رد . شاهزاده کمر در شمشير است، سوار ميرزا تقی محمد ] و [ پشت به برگشته قيقاج دست در تفنگ کند می نگاه سر . زده بزکوهی پشت را شمشير که است سوار ميرزا علی محمد شاهزاده است گرفته را بزکوهی همان چپ دست تازی که . است سوار ميرزا ولی محمد شاهزاده . تفنگ سر به دست يک ] و [ تفنگ ته به دست يک دارد . است ميرزا قلی محمد شاهزاده سر پشت . ميرزا محمود شاهزاده صفحه بالای در است زده آهو پشت به نيزه با که است ميرزا رضا محمد شاهزاده او پهلوی و است . در ترکش است، کرده شکار طرف به سرازير سواره را تفنگ ميرزا حسينعلی شاهزاده دارد کمر . زي اول و باشد، می سمنانی سردار خان اسمعيل که ميرزا حسينعلی پای ر است بوده دوره آن سردار . جلوی و دارد دوش به تفنگ که است خان ابراهيم ديگر پياده است ميرزا حسينعلی . کمر در کارد غلاف است، قاجار خان قاسم محمد نواب ديگر پياده ک گرفته دست در برهنه را کارد خود و دارد ببرد را سرشکار ه . است شکارچی ديگر پياده خان قاسم محمد نواب سر پشت و است او دست به تازی مهار و دارد پشت بر بره تو که است شده واقع . اند کرده نقاری را عبارت اين شاه فتحعلی پهلوی ) : قاجار شاه فتحعلی السلطان .( صورت ق شده نقاری آنها اسم که هست ديگر شاهزادگان بعضی است محو دری . و نديد چشمم ببينم را خطوط رفته بالا که نداد دست هم نردبان نداشتم، همراه دوربين . اين طرف سه نگارم می اينجا در را آن شعر دو که اند نگاشته کتابتی اشعار از جلی خط با صفحه . شاه فتحعلی جهان شهنشاه سالی باد ماهش و ماه روزش که و ع ز م یّ او از سؤالی سائل از و ملکی او از جهانی نصرت از www.IrPDF.com www.IrPDF.com www.IrPDF.com www.IrPDF.com
مازندران سفر / 30 آن روی که است مستطيل گوش چهار ستون دو منقوره صفحه اين يسار و يمين طرف در اند کرده نقاری شاه فتحعلی مدح در اشعاری . متساوی مربع دو ستونی هر پای زير است شده نقاری آنجا در شکل اين به عبارات اين که است الاضلاع : » باشی نقاش عبداﷲ آقا طراحی و فيروزکوه محال حاکم خان عبداﷲ عاليجاه سرکاری به حجار غلامعلی استاد ولد قاسم استاد نادرالعصری نقاری و حجاری و باشی معمار و يافت اتمام سمت باشی . سنه 1 233 ) . حاشيه در 1 223 .( می عبور اينجا از شاه ناصرالدين شهيد شاه که سفری در خان حسن محمد مرحوم فرمودند مطبوعات وزير السلطنه اعتماد ] و [ لوحه اين فرصت سر و دقت به ناصری دوره مورخ خود کتاب در داشته بر دور های کتابه اشعار تمام با را آن ثبت ديده را منقوره ) مرآت تأليف دارالترجمه و دارالتأليف اجزاء از نفر چند توسط او اسم به که البلدان است شده است نگاشته ( 24 به رجوع خواهد کس هر است، مدون لوحه اين شرح واشی تنگه لغت در کند کتاب آن . شدم بيرون است کوه دو ميان در که طبيعی دالان و خيابان اين آخر شکاف و دهنه از من . خود که آب اين منبع تا و آمد می تنگه اين به آنجا از آب که کوچکی جلگه و صحرا فضای م است فرسخ نيم است واشی زرعه . بر سنگ از که است حوضی واشی مزرعه خود در است ساخته آنجا در شاه ناصرالدين را حوض آن شاهی، حوض به معروف اند آورده . به که بوده شاه آن خراسان سفر سفر، يک آمده، فيروزکوه به سفر پنج شاه ناصرالدين ا که ای رودخانه کنار در و آمده فيروزکوه از است ما مرور و عبور محل مروز » نيمور « و » جلزجند « و حرمسرايان و او سراپرده آيد می بيرون آب که واشی تنگه اول تا است بوده رکاب ملتزمين مقربان . بين در و داشته اقامت تنگه اين در عاشورا ايام در اردو واهالی رعايا برای کرده، منعقد عزاداری مجلس جلزجند و نيمور و خوانی روضه می خوانان نوحه و ساخته ايام آن عزاداری و مراثی در که اشعاری داشتند، عزاداری خواندند . است اشعار آن از شعر يک اين : امشب کنم می دعا شاه ناصردين بر امشب کنم می شهدا فدای به را جان آنجا در شبی و ساخته را حوض آن واشی مزرعه در شاه ناصرالدين توقف زده پرده سرا کردند . ولی اند، کرده درو فيروزکوه در اسد فصل اين در است، سرد واشی مزرعه هوای درواست اول سنبله اواسط در ديگر روز بيست واشی مزرعه در . از شاه ناصرالدين طرف به کرده حرکت واشی مزرعه » باغ گل « است رفته است کوه سواد خاک جزء که . خلاصه – د از بعد شدم پياده آمده جلزجند به کرده مراجعت واشی تنگه يدن . حضور به رفتم والا . کوهی سواد کار که داشتند مقرر ] ها [ ها آن از نفر دو که را اصانلو طايفه و ها کوهی سواد از اصانلوها که را اسباب و اسبان و گوسفندان و بگذارنم بود شده کشته گرفته بودند برده ] صاحبانش به [ برس ولی تسليم خواسته ها کوهی سواد از را قاتلين و انم 24 داخل جملات الملک افضل ( ) است زده خط آن روی بعد نوشته ابتدا را . شد نقل عيناٌ . www.IrPDF.com www.IrPDF.com www.IrPDF.com www.IrPDF.com
مازندران سفر / 3 1 کنم اصانلو طايفه رئيس خان . کردم اصلاح خوبی طور به الهی بعون آنجا در را کار اين . را شب و کرديم مراجعت فيروزکوه قصبه طرف به عصری خورده، چای و ناهار آنجا در مانديم آنجا در . ] فيروزکوه در توقف [ چهارم شنبه پنج المبارک رمضان سواد بين اختلاف که داشتيم توقف فيروزکوه در باز کوهی ] ها [ سازيم مرتفع کلی به را اصانلو طايفه و . است لطيف اينجا هوای چقدر . در به موسوم و است محکم بسيار که است ای خرابه آثارقلعه فيروزکوه قصبه پشت کوه دامنه ساخ فيروزشاه که است بوده فيروز قلعه است ته . درست که ندارم همراه تواريخ کتب طايفه از گويا که مازندران سپهبدان از يکی که دانم می قدر همين کنم، مطلب استکشاف و باوند ] يا [ قلعه اين در است، نداشته صفويه سلاطين به تمکين است، بوده دوسپان با نمايد ممانعت مازندران به صفويه لشکر ورود از که آمده فيروز صفويه سلاطين از يکی ، است نموده مفتوح را آن صعوبت به تا کرده محاصره را قلعه اين ماه شش . المبارک رمضان شهر چهارم پنجشنبه توقف باغ در فيروزکوه قصبه بيرون در باز نموديم . اميرالامراءالعظام امروز .... 25 مؤيد امير خان اسمعيل جناب فرزند الممالک سهم مازندر قشون رئيس از و آمدند استقبال به سوار چند با است مازندران شخص اول که ان خوب ممتاز اسب رأس يک و کردند ضيافت روز شبانه يک ايشان اردوی اهالی و ايالت نمودند تقديم . است قابل و لايق خيلی الممالک سهم . دارد امتياز برادران ساير از . المبارک، رمضان شهر پنجم جمعه 1 7 باز اسد فصل از پيش داشتيم، توقف فيروزکوه در در ناهار و آمدند من ديدن به اصانلو طايفه ايلخانی خان ولی و الممالک سهم آقای ظهر آنجا طايفه و اصانلو مقتولين ورثه اصلاح برای و کردند صرف » چُراتی « 26 26 سواد کرديم مذاکرات بعضی کوه . ] چاپارخانه به فيروزکوه از – درچاپارخان توقف ه [ اودييل المبارک، رمضان ششم شنبه 1 33 1 ، کوه سواد بلوک طرف به فيروزکوه از صبح کرديم حرکت . به موسوم رمحلی د ما امشب منزل » چاپارخانه « چهار سه که بود خواهد دارد رودخانه کنار در خانه قهوه يک و خانوار . چاپارخانه تا فيروزکوه از راه مسافت هفت تا نيم و فرسخ شش است فرسنگ . رودخانه کنار در رانديم بيشتر که فرسخ يک تا ملحق رسيده فيروزکوه به و آيد می فرسخی چهار سفيد گور از آن آب که کنيم می عبور گذشت آن شرح که شود می واشی تنگه رودخانه آب به . 25 گذاشته خالی را کوچک اسم جای . 26 حاشيه در : چرات » فرات وزن بر فارسی جيم ضم به « سوادکوه از است ايلی اسم . www.IrPDF.com www.IrPDF.com www.IrPDF.com www.IrPDF.com
مازندران سفر / 32 چناران و رادکان چمن به شبيه است خوبی چمنزار فيروزکوه فرسخی يک سر در هو خراسان، دارد خوب ای . قريه فرسخی دو سر در » کُتالان « کوه کش سينه در دور از شود می ديده چپ دست طرف . آهوها کوه دامنه در ] يی [ فرار جاده کنار از که شد ديده کردند می . اند ساخته سرپوشيده سنگ از که است عباسی شاه رباطی فرسخی سه سر در . ندارد وسعتی چندان . هم خانه قهوه يک است آنجا در *.... است زار سبزه آن اراضی که است اينجا در مختصری . جاری جويی از کمی باريک آب از کوه پشت تنگه از که است ..... 27 رسد نمی زراعت به و شود می هرز و آيد می . ساعتی و خورديم ناهار آمده فرود بودند کرده پا سر بر چادری گاه ناهار برای آنجا در کرديم استراحت . بودند راحت و بودند نشسته آفتاب در اجزاء که بود خوب طوری به هوا . است فرسخ هشت سمنان به تا اينجا از . فورا شده سوار استراحت قدری و ناهار صرف از بعد که شديم تنگی تنگه و دره وارد است سوادکوه خاک ابتدای . و است جنگلی اشجار به ملتف سر تا پا از طرف دو کوههای تما است جنگل ابتدای اينجا از و زند، می سياهی به ميل سبزه و درخت کثرت از کوه م . از قريه نزديک بالاتر فرسخ دو تا اينجا » آباد عباس « است مرادخان به متعلق جنگلهايش . سواد خاک ابتدای از و رفتيم فراز به رو آمديم چه هر فيروزکوه خاک آخر تا طهران از تن و دره اين که کوه شويم می سرازير نشيب به مازندران تا رويم می چه هر گه . اين داخل بود خيز نشاط شديم که دره . و ذرع هشت و ذرع چهار از است، تنگ بسيار دره اين جاده ندارد، عرض بيشتر ذرع صد تا جاها بعضی ] ای [ بعضی که است سنگلاخ و تنگ ا که قليل قدری ندارد، عرض بيشتر ذرع يک آن جاهای کوچکی چشمه گذشتيم تنگه اين ز ايل از خانوار چند آمد، می بيرون کوه پای از که ديديم » خنار « سياه چشمه اين نزديک اند زده چادر . کوهها در صفحات اين به مازندران از که است خانوار سيصد خنار ايل اند آمده ييلاق . است آبادی علی خان عبداﷲ ميرزا آنها رئيس . چشمه اين آب شود می روان دره ميان به . و شده آب اين به ملحق ديگر های چشمه آب بعد دهد می تالار رود تشکيل و شود می زياد آب و گردد می سرازير غيره و شوراب کوه از 28 که قريه از » زردکل « رودخانه در باز زراعتها فاضلاب ، کرده برنج زراعت مازن دريای تا رودخانه ُاين امتداد و ريخته ريزد می دريا به فاضلابش که است دران . قريه نزديک بالا نيم و فرسخ دو تا اينجا از » آباد عباس « است جنگل . از که فرسخ يک به گذشتيم رودخانه و دره اين » دوگل « 29 ساخته کوهی بالای مرادخان را آن که رسيديم است . آنجا در را خود عيال يک داده، ترتيب خود برای باغی و خانه و است داده مسکن اين در دارد خانه و منزل چندين کوهها در اطراف . است دوگل به موسوم که آبادی اين باشد راه دو معنی به که است دوگلو مخفف ] . اينجا در [ و ايالت آمد، جلو مرادخان کرد پذيرايی و برد کوه بالای را همراهان . بودند آورده سمنان از که خربوزه و چای و خورديم کرد تقديم خوب بسيار اسب رأس يک مرادخان . * - کلمه شبيه : نشد شناخته که الينک يا اليک يا آونگ . ظاهرا است مزرعه منظورش . 27 نيست نوشته چيزی و شده چين نقطه نسخه در . 28 ريزد می دريا به مازندران در که است بزرگ رودخانه چهار از يکی تالار رود ) حاشيه .( 29 دوگل » مفتوحه گاف با « است درست . www.IrPDF.com www.IrPDF.com www.IrPDF.com www.IrPDF.com ً ً
مازندران سفر / 33 نيم و فرسخ دو اينجا تا که چاپارخانه طرف به رودخانه و دره ميان از شده سوار اينجا از رانديم دارد مسافت . قريه به رفتيم بيشتر که فرسخی » آباد عباس « اين کنار در که رسيديم است شده بنا تنگه . مز به فاصله قدری به آباد عباس از رعه » اوريم « توابع از که » سرخه « 30 به بعد آمديم، ده سرخه به بعد رسيديم، است » کُل زرد « خانوار چند دارای که جاده کنار اينجا در گبرها زمان از سنگی برج يک که رسيديم است خانه قهوه و نمايان ] است .[ قهوه يک و خانه چند و است چاپارخانه به موسوم که محلی به فوری آنجا از دارد خانه آمديم فرود . قريه زير که ای محوطه در را چادرها » ده ارفع « 3 1 آنجا در بودند، زده است کرديم استراحت شده پياده . اند ساخته کوه بالای در و است خان علی مهر به متعلق ده ارفع . و دارد خوبی منظر ساخته خوبی عمارت و خانه کوه بالای هم خان مراد پسر الممالک صمصام محل که است است نمايش . از » اوريم « است کاری شالی ابتدای . می برنج همه ندارند گندم زراعت اينجا از ديگر کارند . برنج بايد شود نمی ديده اينجا در نان ] خورد [ نان فرسخی چند از صعوبت به و گذاشتند سفره سر آورده . قشون رئيس اميرمؤيد خان اسمعيل جناب ] و [ ه و کوه سواد حاکم ضرغام و خاقان ژبر آمدند استقبال به بسيار سواران با اميرمؤيد ع مّ پسر الممالک . ايالتی اردوی خرج و ضيافت است اميرمؤيد عهده به شب فردا و امشب همراهان و . را آن که است مگسی کوه سواد در » سَپَل « sapal ) ساکنه لام و مفتوحه باء و سين با ( 32 گويند می . ز می را اسب طوری شود می جاری خون و زند می زمين به را اسب که ند . را آنجا که آمد مازندران طرف به سربدار سلاطين از يکی که ام ديده تاريخ کدام در ندانم درآورد تصرف به . اول دوره آن و بود شتران بر حمل بيشتر سلطان آن اثقال و احمال اين در و آورده مازندران به را شتر که است بوده دفعه اند داده عبور سخت کوههای . است بوده گرم بسيار هوا رسد می که صفحات اين به سربداری سلطان . و اسبان تمام سپل به و آورند نمی مقاومت تاب جهت اين به شوند، می زخمی تمام که زند می را آنها شتران نمايند می مراجعت خراسان و سبزوار طرف . جمع جزء دارد، بلوک هيجده کوه سواد از مازندران در را آن مزارع و دهات اسامی و کرد خواهم ثبت گرفته مستوفی . 33 به نفری هشتصد و نفری پانصد فوج دو کوه سواد دهد می ديوان . است سردتر کوه فيروز هوای لکن است، خنک اينجا هوای . به سوادکوه دارد بسيار پشه کاری شالی جهت . کوه » خُرج « کوه و » خُرش « چادر روبروی است ما های . که گويند آن از خرش کوه ناميدند می کلاه خورشيد را او که است مازندران سپهبد به منسوب ] . کتب [ همراه تاريخ 30 اينک : » آباد سرخ « گ ويند . 3 1 اکنون » ده ارفه « گويند . 32 اصل » سبل « سپل که sepal است صحيح . 33 دهد نمی ارائه را کوه سواد دهات اسامی نامه سفر پايان تا نويسنده . www.IrPDF.com www.IrPDF.com www.IrPDF.com www.IrPDF.com
مازندران سفر / 34 بنويسم تحقيق با که ندارم . است باره گاو سلاطين جزء کلاه خورشيد که نيست نظرم در .. . 34 بادوسپان يا باوند – حاشيه ( ج چاپارخانه از تر پائين فرسخ يک که است ايی » دوآب « گويند . ديگر آبی که آن از سمنان توابع از شهميرزاد و سنگسر ازطرف - می رودخانه اين به ملحق آمده اينجا به شود . غار را آن که است غاری دوآب پهلوی کوه در » دژ کرکيل « گويند می . قلعه خود است غار از تر پايين آبادی و دژ کرکيل . اينجا به اعراب که وقتی کلاه خورشيد آمدند را او افتاده اعراب چنگ به و است بوده غار اين در او عيال داشت، قشون هزار پنجاه کلاه خورشيد به که خبر اين کنند، می اسير 35 شود می مدقوق رسد می . محلی آن دامنه در که است ای تپه خُرش کوه پای است چاپارخانه به موسوم که اينجا در اسپي درختان که است دار = ] سپيدار [ آنجا شده، جمع درختان آن يکديگر گرداگرد و دارد را » گُله اسپيار « 36 است گله اسپيدار مخفف و گويند . است، بوته و جمع معنی به گُله دو ميان در که راهی گله، و اسپيدار درختان از ای بوته و شده جمع اسپيدار که جايی يعنی باشد کوه . هزار که گذشته سنه در به مخلوع شاه علی محمد اعليحضرت است، بوده سی و سيصد و و اشرف به ترکمان سواران با استرآباد از آمده، آباد استر به روسيه از روسها تحريک و کند غلبه که داشت طهران رفتن عزم آمده سوادکوه به آنجا از و آمد آمل ] مجددا [ مستبدا بردارد ميان از را مشروطه شود، سلطان . خودتان شما که بودند نوشته او به روسها خود کنيم سلطان دول امضاء به را شما کرده مطلب طرح ما تا برسانيد طهران نزديکی به را . منزل آنجا در زده پرده سرا او برای گله اسپيار در رسد، می چاپارخانه به شاه علی محمد گل اسپيدار در السلطنه شعاع با متجاوز روز بيست کند، می ماند ه . سواران طهران از آمدند رشتی محيی سردار سرداری به فيروزکوه تا او دفع به بختياری . طرف اين از سوار و ترکمان سواران ] ان [ گلو دو و آباد عباس طرف به چاپارخانه از مازندرانی ] دوگل [ بود ما گاه ناهار محل امروز که عباسی شاه رباط طرف به آنجا از شدند، روان . سوار ] ان [ را کوهها سر چپ طرف از اصانلو ] و [ سوار ] ان [ راست طرف از مازندرانی گرفتند را کوهها سر . را اصانلو سرکردگان، از بعضی همراهی عدم و تحريک به داد شکست طهران از مأمور افواج و بختياريها . عقب طرف اين از هم مازندرانيها نشستند . با طهران مأمورين بار دو ما سواران دادند شکست را آنها و کردند جدال ترکمانان و زندرانی . شاه علی محمد به خبر شد، مأيوس مازندران اهالی همراهی از رسيد، 37 منزل همين از شده اسب سوار ف و ر اً 34 اسپهبد که دانست نمی لحظه آن در نويسنده ظ ا ه ر اً شده، مغشوش و زده خط اينجا در جمله يک خورشيد است سلسله کدام از . 35 د است الممالک اديب از کلاه خورشيد پيرامون داشت ياد چند حاشيه ر . اديب را کلاه خورشيد مفصل است آمده سفرنامه تکميل در که نوشته الممالک . 36 اينک » گله سفيدار « است شده نامگذاری . 37 کتاب اين در من را آن تفصيل جهتی به و شد اميرمؤيد شاه علی محمد شکست باعث نگارم نمی . افضل الملک ) حاشيه .( معاصر تاريخ در بار اولين وبرای پرداخته مهم اين به سفرنامه تکميل در نويسنده البته علی محمد شکست واقعی علت و اميرمؤيد از درستی چهره دهد می ارائه شاه . مورخين که است آن جای کنند نظر تجديد اميرمؤيد به نسبت خود آراء در معاصر . www.IrPDF.com www.IrPDF.com www.IrPDF.com www.IrPDF.com ً ً
مازندران سفر / 35 نشسته دريا به آنجا از رفته ساری طرف به و کرد حرکت گله اسپيار از چاپارخانه آورد بيرون سر ازاسترآباد . اث اين در علی محمد با روسها همراهی از طهران وزراء ناء ترسيدند شاه . و کردند قبول ايران به آنها شاقه تکاليف بعضی در را روس مقاصد ايران به آمدن از را شاه علی محمد روسها که شرطی به شد بسته ايران با روس اولتيماتوم شوند مانع . آ شاه علی محمد نزد استرآباد در روس قونسول لهذا به کرده کشتی سوار را او م ج ب و ر اً مده اُدسا در و بردند بادکوبه 38 هم کنون تا که کردند توقيف داده مسکن را مخلوع شاه آن مازندران به شاه علی محمد آمدن داستان و است نشده نائل خود مقاصد به شاه علی محمد مح حمايت به فيروزکوه و سمنان در السلطان رشيد و ارشدالدوله وجنگ کتاب شاه علی مد دارد لازم جداگانه . و ندارم نوشتن مجال و گنجايش کتاب اين در رؤسای که دانم می من 39 مازندران نظام ] و [ باطنا شاه علی محمد با يک کدام اعيان يک کدام و اند بوده همراه ظاهرا محمد مغلوبی و شکست مايه ب ا ط ن اً ولی اند، بوده علی محمد خيرخواه و همراه علی اند بوده اشخاص همان شاه . می کتمان و اغماض به و نگارم نمی را آن شرح من کوشم . برويم مطلب سر به بايد حال . کوه سواته را سوادکوه قديم کتب در » تاء با « کوه سواته همان صحيح لغت و اند نوشته است . شلفين و است شلفين معرب شروين و اند نوشته شروين را بلوک اين عربها اسم اند خوانده کوه اين اسم به اعراب را مکان اين و است کوه سواته در که است کوهی . شروين شرح فی التدوين کتاب 40 است السلطنه اعتماد خان حسن محمد مرحوم تأليفات از خود و نگاشته چيزها بعضی طبرستان تاريخ روی از و است نوشته سوادکوه تاريخ در که بعضی دوره اين در هم او است کرده پيدا اطلاعات . طوايفی ولی نگارم، می را آن تفصيل کردم مجال اگر که است طوايف چندين کوه سواد در باجگيران يکی هستند، طايفه چهار هستند کوه سواد اهل از اسلام از قبل الايام قديم از که اولاد از اينها و است نسل آن از مرادخان که است » اولاد « شاهن در که هستند فردوسی امه » اولاد قلعه « آن من که است موجود کوهی بالای اولاد قلعه هم الان و است کرده ذکر را ديدم جاده کنار از امروز را – به هنوز شوی می روانه که دوگل از » آباد عباس « نرسيده آن است نمايان کوه بالای در قلعه - که دارد منزل قلعه آن در مرادخان پسر السلطان ارشد ، ام رفت آنجا به و بود همراه روز . گرفته می باجگيران طايفه هميشه را کوه سواته ماليات اند پرداخته می ديوان به و اند . است قديم از که کوه سواته ديگر طايفه » بهمنان « می باشد . ديگر طايفه » گاوان « است . ديگر طايفه » شيروان « شيروان طايفه اين از و است نيست باقی نسلی . 38 اصل : عدسه . 39 اصل : رئسای . 40 = ) شروين جبال احوال فی التدوين .( www.IrPDF.com www.IrPDF.com www.IrPDF.com www.IrPDF.com ً ًٌ
مازندران سفر / 36 ] چاپارخانه در توقف [ المبارک رمضان هفتم يکشنبه کرديم توقف کوه سواد چاپارخانه منزل در . سواد هوای است خوب کوه . جريان و سريان غروب تا که آيد می بادی شود می که صبح تابستان در سختی بيداری و خواب در شخص که شود می خنک هوا باد آن وزيدن جهت به و دارد عر و بيند نمی کند نمی ق . مه کوهها قله از غروب از قبل هم گاهی و شود می که غروب خيزد برمی ] که [ از ساعتی چند در ابرها و مه بعد کند، می گرمی به مايل را هوا اندکی خوابيد لحاف زير بايد که شود می خنک هوا باز شوند، می پراکنده شب . مازندرا قشون رئيس اميرمؤيد خان اسمعيل جناب امروز جزء هم کوه سواد حکومت که ن پارلمنت وکيل و مازندران علمای از که علی سيد ميرزا آقا مستطاب جناب با است ايشان از و اند بوده طهران آوردند تشريف من ديدن به هستند مرعشی ظهيرالدين سيد احفاد . از يافتم کافی خظ و وافی بهره شخيص شخص دو اين معاشرت حسن و محاورت طرز . امي ر وقايع و جغرافی و اطلاع و تاريخ اهل بلکه است، رزم اهل و نظامی تنها نه مؤيد تهذيب دارند، اندازه بی خبرتی صفحات اين جديد و قديم طوايف شناختن و مازندران است تحسين و تمجيد مورد ايشان تدبيرات و سلوک حسن و شيّم مکارم اخلاق . اين در عامه اختيار و تامّه نفوذ صفحات دارند . بسته 4 1 از شهری هر در ايشان کسان و هستند لشکری و کشوری مشاغل دارای مازندران شهرهای . مازندران در که دادند وعده اسامی و کوه سواد جمع جزء و عادات و طوايف بعضی از و بدهند من به را آنجا دهات سازند آگاهم مازندران حالات . المبارک رمضان هشتم دوشنبه - چ در باز داشتيم توقف است کوه سواد جزء که اپارخانه . بوديم اميرمؤيد مهمان باز . زير در ما چادرهای و است کوه بالای که ده ارفع در شنيديم است خوبی حمام است شده زده کوه . سردار فرزند مکرم سالار خان عبداﷲ جناب و بنده کاردان مهذب جوان بسيار و ايالت حضرت زاده خواهر که امنع قصد به است اخلاقی با شديم روانه ده ارفع طرف به نوکر چند با شده سوار حمام . و تنگ باريک سخت راه رفتيم بالا جنگلی درختهای ميان از تاريکی . را کوه مسافت اين که کشيد طول ساعت نيم رسيديم حمام درب و خانوارها به کرده طی . ما ايالت حضرت تراش خاصه رفته، حمام به شس را شديم بيرون حمام از داده شو و ت . است قشنگ و باصفا بسيار ده اين . است فوج ياور خان علی مهر ده اين صاحب . بيست هستند اينجا در خانوار . دارد دوچشمه . دارند کاری شالی کمر تا کوه پائين از . بالای از شديم سرازير سواره کوه . اشک رفتن سربالا از زيادتر چون آمدن سرازيری در دارد، ال رسيديم چادرها به که کشيد طول دقيقه پنجاه . شديم پياده . در ديوان سعيد و السلطان ارشد بود من چادر . رفتند خود منزل به آنها بعد و کرديم ناهار صرف هم با . المبارک رمضان شهر نهم شنبه سه - کرديم نوقف چاپارخانه به موسوم منزل اين در باز امير با را بنده عصری و داشتيم هم با تاريخی صحبتهای و داد دست ملاقات مؤيد . 4 1 = ) بستگان .( www.IrPDF.com www.IrPDF.com www.IrPDF.com www.IrPDF.com
مازندران سفر / 37 ] زيرآب سوی به چاپارخانه از [ جاری شهر دهم چهارشنبه - به کرده حرکت چاپارخانه به موسوم منزل اين از امروز رانديم زيرآب طرف . است بيشتر قدری بلکه فرسنگ پنج راه مسافت . که چاپارخانه از فورا کرديم حرکت اسپار به دست طرف و جاده نزديک و است گله اسپيدار مخفف که گله رسيديم است چپ . گذشت قبل ورق چند در گله اسپيدار شرح . که هست هم بزرگ اطاق يک گله اسپيدار در است بوده مخلوع شاه علی محمد بيتوته و توقف محل . از او حرمان و يأس محل جا همين به مراجعت و شد سلطنت و طهران به ورود رفت روسيه به آنجا از کرده استرآباد . و پايه هنوز و شده خراب کنون و بوده گبرها زمان از که است برجی گله اسپيار پای در است باقی آن بنای قدری . خُرش کوه پای به شديم دور چاپارخانه از که فرسخ يک ت ق ر ي ب اً است کلاه خورشيد به منسوب که رسيديم . ا گويند، دوآب را مکان اين طرف از که آن ز رودخانه راست دست ] ای [ موسوم رودخانه اين به سمنان توابع از شهميرزاد فاضلاب از را رودخانه طرف دو کاری شالی اراضی شده يکی دوآب هر که ريزد می تالار به قلزم دريای به کرده سيراب 42 ريزد می . به موسوم که مکان اين از » دوآب « دارد هم خانه قهوه يک و است هفت شهميرزاد تا به موسوم غار سير به شده پياده اينجا در است، فرسخ » دژ کرکيل « پرداختم . طرف در سفيد است کوهی شود می ملحق تالار رودخانه اين به شهميرزاد آب که راست دست رنگ . است همان دژ کرکيل غار که شود می ديده الاتساعی کثير فراخ دهنه کوه کمر در . ا مخرج و مدخل است شده بسته خاردار درختهای روييدن واسطه به غار ين . اشکال نهايت لباسشان که حالتی در سوادکوه رعايای از بعضی لکن رفت، غار در بتوان که دارد را زخم درختان های شاخه از بدنشان و پاره ] می [ مرا بروند، غار آن در توانند می شود نبود کار اين مجال . سي خط انداختم دوربين است نمايان غار ميان در اهی . و خيابان خط آن ساروج يا گچ با که غارست محوطه راهرو 43 اند ساخته . اطاق چند غار طرف دو در اند کرده باز روشنايی محض روزنه چند نيست، باز آنها جلوی که است . اين اطراف در بودند برده غار به را آن زده نقب که است آبی چشمه کوه . طبيعی غار خود چند در و است خورشيد عيال بودند، آمده اسلامی فتوح به سرزمين اين به که عربها کردم اشاره قبل ورق بودند غار در نفر پانصد شده، متحصن غار اين در مازندران سپهبد کلاه . جماعتی عربها کردند اسير را کلاه خورشيد زن و کشتند را . اين قشون هزار پنجاه داشتن با کلاه خورشيد شد مدفوق شنيد که را قضيه . انتهی . آن سلسله کشش فرسخ يک که خرش کوه دامنه پای از کردم عبور گذرد می آن پای از تالار رودخانه و است . کمر در راندم که فرسخ نيم تقريباً ديدم خانوار چند بلندی روی خرش کوه دامنه و . گفتند پرسيدم، را قريه آن اسم : » پيت سرای « سرا بيد يا ی 44 است . آن شرح که اولاد قلعه از ستم ر که است بيد قلعه همان اين 42 = ) مازندران دريای .( 43 اصل : صاروج . 44 سره پيت آن صحيح اسم Pitesere است وکهنه قديمی خانه معنی به مازندرانی در که است . www.IrPDF.com www.IrPDF.com www.IrPDF.com www.IrPDF.com ً
مازندران سفر / 38 خوان اينجا تقريبا رستم خوان هفت از و است کرده عبور بيد قلعه پای از و گذشته گذشت است ششم . است گفته رستم قول از شاهنامه در فردوسی : گ های فرسنگ راه بسی مازندران به راندم تيره شب ران بيد نه قندی نه ماندم ارژنگ نه سفيد ديو جگرگاه دريدم » ارژنگ « را آن سوادکوه اهل که است قريه همان » سرای اجنگه « 45 ] گويند می .[ قريه » قندی « است موجود ها نزديکی اين در هم الان . دادم توضيح که را قريه سه دو اين 46 ، قريه که است خوب » ب ابل « دهم توضيح هم را . 47 هستند اين بر معتقد قديم مورخين کوه در آورده گرفته است آن جزء کربلا و نينوا اراضی که بابل از را ضحاک فريدون که بابل که هستند اين بر تحقيق اهل از جماعتی ازمنه اين در ولی است، کرده حبس دماوند از يکی حال که باشد مازندران کنار بابل همين پشت که شود می محسوب سوادکوه بلوکات و است شده واقع فردا پس منزل شيرگاه، 48 ندارد فاصله بيشتر منزل چند دماوند تا . آن کوه طرف » فردا پس « درباب هنوز من و است شيرگاه کوه طرف، اين و است کنار بابل است اين بر موقوف کنم، نمی عقيده اظهار خود از است صحيح کداميک که بابل ثانياً که رائی اظهار بابل باب در تا بخوانم عرب تواريخ روی از را ضحاک و فريدون تفصيل نمايم . 49 انتهی . قريه به شدم دور سرای پيته و غار از که فرسخ يک » تاله « ) وزن بر ناله ( خود کاری شالی های زراعت آنجا اهل لکن دارد، خانه قهوه و خانوار چند رسيدم، س دشتبانان به را اند رفته ييلاقات به گذاشته خالی را ها خانه و پرده . به گذشتيم، کمتر فرسخ چهار که له تا و سرای بيد و چاپارخانه منزل از » سفيد پل « است شده بسته تالار رودخانه روی بر که رسيديم . جناب با بود، خانه قهوه آنجا در غليانی اميرمؤيد 50 افتاديم راه به و کشيديم آنجا در . در در که جاده کنار در امروز راه اند کرده محو را آن نقاری که ديديم ای شده حجاری سنگ صفحه است شده واقع کوه کمر . يک سنگ آن بالای ) هواﷲ ( کرده نابود و محو مردم را عبارات باقی لکن شد، ديده منقور اند . است صفوی عباس شاه يادگار سنگ اين . هولاندی مهندس 5 1 رو از و آورد دخانه که ساخت عريض و موسع و تسطيح مازندران تا را خيابان به موسوم راه اين جاجرود نباشد تنگنا و راه کوره . کرده خرجها و برده کار به ها ديلم و زده آتش باروت با را کوهها است کرده بزرگ کاری و شده آسان قوافل مرور و عبور تا . تاريخ سنگ اين روی در اين تسطيح و تأسيس بودند کرده نقر را راه . که اند کرده محو را آن جهال ازمنه اين در است نمانده باقی بيشتر هواﷲ يک . 45 اصل : سرا ارجنگه . 46 اصل : کردم توضيح . 47 اصل : کردم توضيح . 48 اصل : وبه . 49 در واقع ای منطقه را جا آن برخی و شده مختلفی نظرهای اظهار شاهنامه در مازندران باره در دانسته هندوستان ) کيا صادق دکتر همچون ( کتاب در : نويسنده همچون نيز برخی و مازندران و شاهنامه دانند می کنونی مازندران را شاهنامه نظر مورد منطقه . 50 = ) قليان .( 5 1 = ) هلندی .( www.IrPDF.com www.IrPDF.com www.IrPDF.com www.IrPDF.com
مازندران سفر / 42 است شهر ( چپ دست و » پشت تالار « است آباد علی توابع از که شد ديده . » کلا متانه « * و راست دست طرف » کلا مَلک « واقع چپ دست است شده . » کلا سياه « راست طرف و » اسکندرکلا « و » محله بربری « است واقع چپ دست طرف . و آباد علی بازار به بعد است آباد علی پايتخت که رسيديم باشد رضا يوسف که زاده معصوم . بلا بازار اين از به فاصله » سرا کوشک « 57 جدا تخم از را پنبه که خانه ماشين عمارت در و شديم وارد کنند می 58 کرديم منزل خوب های اطاق در . عهده به همراهان و ايالت ضيافت و پذيرايی است قديم های خانواده از که است آباد علی بلوک حاکم حضور سعيد خان ابوالقاسم . بود آورده فراهم خوبی تشريفات و تقديمات و شيرينی . است قرار اين از مشاراليه نسب سلسله : سعي خان ابوالقاسم پسر آبادی علی حضور د مرحوم ابن است، سرکار مستوفی آقا علينقی ميرزا مرحوم اين جعفر، ميرزا مرحوم ميرزا مرحوم ابن شاه، فتحعلی اندرون درب وزير ديوان صاحب آقای تقی ميرزا زکی ابوالحسن حاجی مرحوم ابن بيع، ميرزا حاجی ابن بزرگ، علينقی ميرزا ابن بزرگ، مشهدبا به معروف است ن 59 . و خراسان حوادث و انقلابات واسطه به طايفه اين اعلای جد بان مشهد ابوالحسن حاجی بی اندوخته جواهر و بسيار تمول با و مهاجرت مشهد از افغان يا ترکمان تاز و تاخت بعضی کند، زندگانی اينجا در که است کرده ميل آمده سرزمين اين به مستقيم خط به شمار املاک و دهات رضا مشهد از چون است، کرده آباد را صفحات اين يده خر را آباد علی ) ع ( است شده معروف بان مشهد به آمده، اينجا به . در ايشان از بعضی رسيده، وزارت رتبه به اينها غالب بوده، محترم همه او احفاد و اولاد دف در آنها از بعضی با من و اند بوده عظام مستوفيان از ماليه دفتر خلطه و دوستی تر داشتم . داشت سزائی به مهارت قصيده در و بود توانا شاعری وی . به متخلص ابتدا در » ملالی « به معروف قاجار دوره ادبيات ديوان صاحب به ملقب دربار به ورود از پس و بود » آبادی علی صاحب « است . در است بيت هزار شش حدود دارای که اشعارش ديوان حياتش دوران است شده چاپ . در سرانجام وی 1 265 گذشت در . قريه در حضور سعيد » واسکس « را آن که » سکه با « 60 دارد زياد املاک گويند . کنند می زياد کاری پنبه آباد علی بلوک در . و کارند می پنبه کرده صاف را جنگل اراضی برند می فايده خوب . کاری فيله و ابريشم حاصل 6 1 فا با آباد علی در است يده . سی سالی * - کلا متان . 57 نام به بود گذشته در آن اهميت از حاکی که را سرا کوشک نام سالهاست » سرا کوچک « کرده تبديل اند . 58 اس کنی پاک پنبه کارخانه منظور بود گذشته آباد علی در صنعتی کارخانه اولين اين و ت . 59 و شد الممالک منشی مدتی از پس و داشت دبيری سمت شاه فتحعلی دربار در ايتدا ديوان صاحب اين يافت دست وزارت مقام به سرانجام . باره در که تاريخی از بيشتر بلکه وزارت منصب بخاطر به وی شهرت ا اشعار و نوشته قاجاريه وست . 60 همان » واسکس « است درست . 6 1 ) وری پيله يا کاری پيله ( www.IrPDF.com www.IrPDF.com www.IrPDF.com www.IrPDF.com
مازندران سفر / 53 است مرکبات ساير از بيشتر پرتغالش و نارنج . دوم ماه از است، ممتاز شهر اين کاهوی آ دُ سُ و مَ ت ولی دارد، ممتازی بسيار ترد پرآب کاهوی گذشته نوروز عيد از ماه دو پاييزتا ن است کم . است بسيار آن طراوت و نازکی و لطافت . مثل ولی است خوب نيز اينجا ازگيل نيست گيلان ازگيل . است بهتر طهران ازگيل از . و پرآب و سفيد و ترد بسيار اينجا ترب است مزه خوش . دارد امتياز اش کره با هم اينجا ماست . نه دارد تعريف نه اش هندوانه تکذيب . اين جز ديگر است بد بلکه ندارد تعريف اينجا ديگر چيز قلم هفت شش . لزوجت و غلظت واسطه به ولی است، خوب و فراوانی نهايت در هم اينجا نرگس و مريم شود می بوييده روی می که نزديک نيست، بويا دور از هوا . بارفروش و اينجا گوسفندان گ بدن ولی است، دنبه بی استرآباد گوسفندان مثل آمل و در ولی دارد، خوب چربی وسفندان است فراوان دار دنبه گوسفندان است ييلاقات جزء که جريب هزار . دار دنبه گوسفند اگر مجروح و زخمدار دنبه و کند می عرق دنبه زير هوا گرمی از بياورند اينجا در خارج از حکم به را گوسفندان صفحات اين در خداوند لهذا ميرد، می گوسفند و شود می بالغه ت خلق دنبه بی خود نشود فاسد که است کرده . نيست نعمت ديگر شهر اين در . و آلات شربت و آجيل و تنقلات و فواکه و خوراکی ترشی خانه در ا ب د اً گوناگون لطيفه اغذيه و دار سبزی آشهای و خوب های طبخ و آلات رعا و کسبه خانه به رسد چه شود، نمی فراهم و ديده اينجا اعيان بی پز آب برنج جز که يا شود نمی ديده چيزی است دَمی نه و است طهران کته مثل نه و پلواست نه که روغن . آن خورند می پياز يا ماست با را . و اصفهان و طهران و آيد می عمل به مازندران در برنج می خريداری برنج گيلان و مازندران از ايران های شهر چندين و کرمان و خراستان کنن د . آن خوردن از آدمی که پزند می خوب بسيار چلو و پلو برنج از شهری هر اهالی تمام برد می حظ . خوب چلو و پلو ا ب د اً است برنج زراعت و معدن که صفحات اين اهل ولی کنند می تعجب عراق اهل که سازند می پلو طوری يک پزند، نمی . توانند نمی ا ب د اً خورش ضا را نعمت کنند، درست خوب مگر کنند، می يع ] که اين [ در عراق اهل از طبّاخی کند تهيه خوب خورش و چلو که شود پيدا اينجا . باشد کرده تهيه مردم خريداری برای نارنج شربت که نيست دکانی شهر اين در م ث لاً . اگر نارنج بهار مربای يک باشند داشته مرکبات و نارنج باغ خودشان اعيان و بزرگان بعضی برای متفرقه مردم که نيست اينجا در فروشی شربت دکان ولی دهند، می ترتيب خود بخرند . است گران اينجا در اشياء نرخ . است کافی زنم می مثل يک : صفحات اين از جنگلی چوب درب نجاران که رسانند می طهران به و دهند می زياد کرايه منزل ده و کنند می خريداری چيزها ساير و ميز و اطاق ساری به بريده را چوب جنگل از م ج ا ن اً اينجا نجاران و بسازند و معوج و کج سازند، می بد بسيار و سازند می ميز و در و کنند می الوار و آورند می ولی فروشند، می طهران از گرانتر حالت اين با کنند، می درست مجزوم غير را ها تخته بارکر را الوار و تخته منزل ده طهران نجاران آورند می طهران به ده . خطير مبلغ ] ی [ و سازند می خوب درهای استحکام و ظرافت نهايت در و دهند می تخته و چوب قيمت فروشند می ارزان . www.IrPDF.com www.IrPDF.com www.IrPDF.com www.IrPDF.com
مازندران سفر / 54 ب نّ و ساختن خانه دارد را اشکال نهايت شهر اين در ائی .... 78 بنّاهای تحميلات و آجر و گچ هستند صعوبت به مردم هنر، بی . اينجا نيزارهای در رنگ سفيد رويد می قلمی . باطل سخت برخی و عاطل سست بعضی کرد نويسندگی بايد ها قلم آن با ناچاری از نياورند عراق از قلم اگر که است . است دفن آنجا در مجدالدين مولی که است مزاری ساری شهر بيرون در . عصرهای اهالی روند می او زيارت به پنجشنبه . اما حضرت طرف از که گويند صادق جعفر م ) ع ( در کند هدايت و ارشاد را مردم که آمده شهر اين به هجری سی و صد سنه . امام توقيع سواد عليه است شده نوشته مزار آن ايوان در السلام . برای را توقيع آن سواد که فرستادم آدمی بياورد من . است شده سقط عبارات آن بعضی که آوردند من برای را صورت اين . آن اصل توقيع ديدم، را آن من که است ساری اهالی از يکی خانه در 79 صورت توقيع آن پای شود نمی خوانده که است مُهری . مولانا بدانم که نشد معلوم من بر قضيه اين سقم و صحت در را مجدالدين مولانا و است نبوده يا بوده مأمور صفحات اين در امام طرف از مجدالدين بداني که نيافتيم کتب اين از است شده کتابت مزار اين ايوان در که توقيع سواد است؟ کی م است قرار . » ا ل رّ اﷲ بسم الرحيم حمن . اعلموا امثالهم کثراﷲ المؤمنين زمرة يا و المسلمين معاشر يا اِ ب ا ل ص لّ کم امر تعالی اﷲ ن و ا ل صّ الزّکاة و وة و الحلال ارتکاب و الجهاد و والحج وم الحرا اجتناب ت ق دّ و تعالی بامراﷲ آله علی و عليه اﷲ صلی اﷲ رسول قال ما و م سَ ل ت کُ الاخرة رغبات تعالی بامره فتمسّکوا و نُ لهذه اعلامکم علينا وجب و المؤمنين من وا النواهی الاوامرو ..... مکی مجدالدين مولانا العوالی و الصلحاء مفخر الموالی مولی وال الآمل مدينة الی وارسلناه توابعهما و ساری .... جميع من لکم يقول ما منه فاسمعوا ع زّ و النواهی و الاوامر زوه .... و اﷲ اطيعوا تعالی و تبارک اﷲ قال کما بامری ا ط ي ع و ا ل رّ منکم الامر اولی و سول . سنتة شول عاشر فی .... ماة ثلاثين و . « 80 78 ناخوانا کلمه دو . شبيه : بابت؟ از 79 ا اين که اشخاصی است اميد بسپارند فرهنگی مراکز به همگان فايده جهت دارند اختيار در را سناد . 80 آن بر کرد، اشاره بود شده تهيه او برای فوق کتيبه از که رونوشتی کاستی به نويسنده اينکه به توجه با کتاب از استفاده با شدم » باد استار تا آستارا از ) چهارم جلد ( « کام متن ستوده منوچهر دکتر از را آن ل هم کتاب اين در دريغ اما بياورم، – شده شناسانده مازندران باستانی آثار زمينه در مرجع کتابی عنوان به که است – چاپی اشتباهات با !! بود شده ضبط . بود می مورد يک همين اشتباه و کاستی کاش ای . ناچار به به يعنی آن مأخذ » آباد استر و مازندران « ه اثر . ل . رابين صفحه در که شد مراجعه و 265 – 266 آمده چنين است : » ساری در مکی مجدالدين بقعه در جعفر امام رسالت صورت : الرحيم الرحمن اﷲ بسم صادق عبداﷲ ابو و الصوم و الزکاة و باصلاة امرکم تعالی اﷲ ان اعلموا امثالکم اﷲ کثر المؤمنين زمرة يا المسلين معاشر يا و الحج تعالی بامراﷲ آله علی و عليه اﷲ صلی اﷲ رسول قال ما و الحرام باجتناب و الحلال تکاب بار الجهاد و بهذالاوامر اعلامکم علينا وجب و المؤمنين من لتکونوا الاخرة فی النجاة تعالی بامره فتمسکوا تقدسه و مک مجدالدين مولانا والی والا مفخرالصلی الموالی مولی النواهی و الساری و الامل مدينتين ارسلنا و ی تعالی و تبارک اﷲ قال کما بامره وجوده تعزز و نواهی و اوامر جميع من لکم مايقول منه فاسمعوا نواحيها مائه و ثلثين و سنة شوال عاشر فی منکم الامر واولی الرسول اطيعو و اطيعواﷲ . « کتاب در مهجوری اسمعيل مرحوم که کنم اضافه » دوم جلد مازندران، تاريخ « ص در 342 نامه باره در نوشته الملک افضل اينکه و صادق جعفر امام » ..... است ساری اهالی از يکی خانه در .... « نويسد می ] : عليه صادق جعفر امام بحضرت منتسب دارند دست در لوحی حيدری حسين محمد ميرزا مرحوم ورثه www.IrPDF.com www.IrPDF.com www.IrPDF.com www.IrPDF.com
مازندران سفر / 57 است باصفايی جای که طاهر محمد سيد به موسوم . دارد آبادی و رعيت . تا اينجا از شود می هموار و خوب قدری راه بارفروش . و تالابها و بندانها آب را راه طرف دو ديگر ن آب بماند در آدمی که است نکرده احاطه هرها . بارفروش وارد راندم هم را فرسخ يک اين شدم . ] بارفروش در اقامت [ طرز خوش وضع، خوش ديدم شهری . دو از اگر که پرعرض معبرهای وسيع، های کوچه نياورند وارد هم به تصادم برسند هم به ها کالسکه طرف . محکم سنگفرش ها کوچه تمام بسيا اند کرده فرش ظرافت و نظافت به را اراضی طوری به کوچک، سنگهای با ظريف ر کنند سنگفرش اند نتوانسته خوبی اين به هم طهران در که . بزرگ سکوهای و عالی های خانه درب و آجر از غ ا ل ب اً ها کوچه ديوار ساری برخلاف شد ديده قشنگ . ايرا در شهری اروميه جز ظرافتی و تميزی اين به است نشده ديده ن . بنا است مستحدث شهر بنای باشد، مستقيم غير ها جاده و کج ديوار که نيست قديم بنای . نود مشهور ده بارفروش به که اينجا ثراه طاب شاه فتحعلی مغفور خاقان سلطنت عهد قبل سال قبله و اند ساخته مرغوب سليقه و خوب طريقه به را آن لهذا است، شده شهر است بوده آن است راست ساری خلاف بر . خلاصه – سلمّه شريعتمدار غلامعلی شيخ آقا مستطاب جناب بيرونی منزل وارد غروب شدم وارد عباس ابن اﷲ . بود آلود گل راه در اسب پای ترشح از قدری عبايم و شلوار . در محترمين از جمعی که ديدم نشسته اطاق در وقار و طمأنينه حال در را مشاراليه م بودند خدمت مشغول ها ونوکر نشسته ايشان حضر . نشستم و دادم سلام من . ايشان شناختند نمی بودند نديده رؤيت به مرا ولی کردند، تواضعی . گفتم : زود شدم خسته من قليان و چای بفرماييد 8 1 شوم شناخته بعد تا بياورند . و چای هم سر پشت داد فرمان ف و ر اً آورند تنظيف اسباب . م از يکی و شناخت مرا شدند حاضر آنجا در ساری زادگان جتهد گفت : است مازندران ايالت معاون و الملک افضل فلانی . مشعوف خيلی شريعتمدار جناب شمردند مغتنم و کردند مصافحه من با و شدند . بودند نديده مرا ش خ ص اً ولی شناختند، می مرا ر س م اً و ا س م اً مشاراليه . که کاری هر بست يا خودشان نوشتند می شرحی ساری به بارفروش از بنده به داشتند حکومت به گانشان . صورت مقاصدشان که فرستادم می مأمور و کردم می صادر رقم و نگاشتم می جواب من می علم اهل تقويت همواره که بودند خشنود بارفروش علماء ساير و ايشان من از و گيرد نداشتم طمعی و کردم . ب هم وقتی مشاراليه ا رِ فرستادند ساری به من برای از خانه . حال هر به ] اينک [ شدند مشعوف خيلی ديدند را خود غايبی دوست که . دو ساعت تا رفتند خارجی مردمان . برديم بسر هم با خواص از تن دو يک و ايشان با من . صحبتهای کرديم علمی و سياسی . کردم می تصور که يافتم آن از تر کامل را ايشان . ر فقه در ای ساله 8 1 = ) قليان ( موارد همه در . www.IrPDF.com www.IrPDF.com www.IrPDF.com www.IrPDF.com
مازندران سفر / 66 بود متصاعد گرم آب متفرقه نهرهای از بخار . آب حمام نزديک که اطاقی و خانه قهوه در نکند منزل آنجا در ديگری که داديم قرار خودمان مخصوص و کرديم منزل بود گرم . دوشنبه شنبه سه و پانزدهم 1 6 الآخر جمادی در بار چند که نمودم توقف گرم آب ده در امراض از و بود آمده بيرون مازندران آب از که را خود بدن های جوش رفته معدنی آب کنم رفع است سوداوی جلدی . نيست کافی بار هفت لکن رفتم، حمام به بار هفت . نفر يک طبيب بو انگليس تبعه که آمريکايی بود، آمده آبگرم به خود بدن شستن برای اينجا در د خوب فارسی گفت می سخن . شد مأنوس من با . حمام به بار دو هم با آمد، من منزل بار دو رفتيم . توليد سودا از که خارش رفع و بدن های جوش رفع برای که داشت می اظهار او چهل بايد شود می بماند اينجا در روز . عصر و بار يک صبح گرم آب خزانه در بار يک شود کلافه شخص که ماند زياد آب در نبايد چندان و داد شستشو را بدن و رفت . ربع يک توقف نبايد بيشتر ساعت کرد . خوب بعد زند می بيرون ها جوش و بُثور اول روز چند در شد خواهد زيبقی دواهای از بهتر که شود می . کرد می بيان درست الحقيقه فی . آ اين گذاشت آن در توان نمی دست که است داغ بسيار معدنی ب . ح مّ از را گرم آب امی می اعتدال حد به که سازد می جاری ديگر نهر از هم سرد آب و ريزد می خزانه به نهر رسد . شويند می را خود رفته آب در مردم آنگاه . نمی را آن بانی که است قديم از يکی اند، ساخته اينجا در حمام دو يکی دانم، ] ديگر [ را مرحوم برادر مظفری و ناصری خزانه وزير الملک امين خان اسمعيل ميرزا مرحوم پسر محمدی و مظفری و ناصری دوره اعظم اتابک و صدراعظم خان اصغر علی ميرزا اينجا در خيرات محض گرجی خان زال مرحوم پسر السلطان، امين ابراهيم آقا مرحوم است ساخته . گچ سنگ از يکی مقبره که است حمام ميدانی يک در برجی نبود، اطراف اين کوههای در است بوده ايران بانوان . اند ساخته گچ و سنگ با را بلند برج آن . مرحوم اجزاء و کارکنان کوره در باره دو را آن های گچ کرده، خراب صعوبت به را برج آن از قدری الملک امين ديوار و اند پخته و گذاشته اند ساخته ها گچ آن از را حمام اطراف . تا نوشتم را مطلب اين بنای آن مصالح و آجر از که نکند خراب را مردم قديم بنای سازد، می جديد بنای که کسی شود واقع دق و طعن مورد مورخين و سياحان کتب در که سازد آباد را خود . مقبره برج است سرپا هنوز دختر آن . خرا را آن از قدری است کرده ب . آن لاريجانی خان محمد ميرزا مکرم امير که است اميری خانه برج نزديک تپه بالای داده منزل آنجا در را خود محترمه زنان از يکی و ساخته آنجا در را عالی عمارت ] بود .[ افتاده خالی عمارت آن کنون ] است .[ معلم و بارفروش در خود بستگان با مکرم امير سا و کلا است کرده منزل و ساخته خوب بناهای خود املاک و دهات ير . است کوه کمر و سر در و است بالاتر حمام از بيشتر ميدان يک آبگرم ده . خانوار بيست دارد . پنير و کره و ماست و روغن و هيزم و زغال و نان آنجا رعايای و و مرغ تخم فروشند می مسافرين به آورده خروس . از باشد کم چه هر فرسخ يک که رينه قريه ] اش فاصله ] است کمتر ] به [ آورند می اينجا . سرد بسيار اينجا هوای ] است . [ در روز ح دّ است سرد خيلی شب و اعتدال . بهار از روز پنج و چهل و اينجائيم در ما که اوقات اين بريم می بسر آتش کنار در متصل است گذشته .به نقل از سایت  www.IrPDF.com www.IrPDF.com www.IrPDF.com www.IrPDF.com

+ نوشته شده توسط در 27 Oct 2015 و ساعت 9:34 AM |

 

زمينلرزه ى ۱۰ مهر ۱۳۰۹ (۲ اکتبر ۱۹۳۰ ميلادى) آه- مبارک آباد

زمينلرزه ى ۱۰ مهر ۱۳۰۹ (۲ اکتبر ۱۹۳۰ ميلادى) آه- مبارک آباد

 

 

 

زمينلرزه ى آه- مبارک آباد در ساعت ۱۲: ۳۳: ۱۵ (بوقت گرينيچ) روز پنجشنبه دهم مهرماه ۱۳۰۹ خورشيدى در گستره ى آبعلى- مبارک آباد با بزرگى ۵٫۲ و شدت  I0=VIرخ داد. در روستاى آه بالا کوشکى ۲۸ خانه ويران، يک نفر کشته و ۵ نفر زخمى شدند. در قابوس محله(پانصد مترى آه بالا) ۵ خانه خراب شد ولى مجروحى نداشت. در سر پورک بيشتر خانه ها ويران شد و ۲ نفر کشته شدند. در مبارک آباد ۸ خانه ويران و بقيه آسيب ديدند. چند رشته قنات نيز فرو ريخت. در احمد آباد چند نفر کشته شدند، در چشمه علا کارخانه بطرى سازى ويران شد. مشا، اميرآباد و دماوند آسيب کمى ديدند.

 

در دشت مزار و دماوند (جنوب مشا، ۱۰و۱۲ کيلومترى جنوب خاورى مبارک آباد) برخى از خانه ها ترک برداشتند. کوه ريزشهايى نيز در شمال خاورى مبارک آباد بوجود آمد. زمينلرزه ى آه- مبارک آباد پيرامون ساعت ۱۷ در تهران احساس شد و به چند قنات در شهر تهران آسيب وارد آمد.

 

+ نوشته شده توسط در 25 Oct 2015 و ساعت 10:48 AM |
قابل توجه خوانندگان محترم:

باعرض سلام به استحضار میرساند نقل مطلب ذیل صرفا به دلیل تاریخی کشف "میدان اسکی اب علی"نقل گردیده محتوا و فهوای مطالب بدون دخل و تصرف دران درج میگردد که نظر ودیدگاه نویسنده وبلاگ نیست

!از کشف "میدان اسکی در آبعلی" و "تصدیق مستخدمی" تا "گراندهتل" و "نخستین دوره ی آشپزی تهران"

قدس انلاین_مصطفی لعل شاطری: حضور سیاحان خارجی در کشورمان ایران ریشه ای تاریخی دارد ولی متاسفانه تا حوالی سالهای 1314 شمسی هیچ برنامه ی مدونی برای جذب این افراد وجود نداشت و به طور چشمگیری حضور سیاحان محدود به چند شهر گردیده بود.

 

پس از مشغول به کار شدن وسایل ارتباطی که مسافرتهای بین شهری را در ایران آسان نمود، موضوع جلب سیاحان خارجی و نیز ایجاد سازمان و یا مرکزی برای سر و سامان دادن به سیر و سیاحت این گروه ها و شناساندن دیگر مفاخر ایران و تمدن کهن این سرزمین باستانی به خارجیانی که تنها با چند شهر بزرگ آشنایی داشتند احساس شد، به نحوی که سید مسعود نور بخش می نویسد:
در سال 1314 خورشیدی برای اولین بار در وزارت داخله (کشور) اداره ای به نام «اداره جلب سیاحان خارجی و تبلیغات» تأسیس گردید و انجام امور مربوط به جهانگردی کشور به عهده آن اداره محول گردید.

برنامه های اداره ی جلب سیاحان خارجی
روزنامه ی اطلاعات در یکی از شماره های سال 1314 خورشیدی، خبر تأسیس این اداره و وظایف آن را به شرح زیر منتشر نموده است:
به طوری که اطلاع داده شده اخیرا در وزارت داخله اداره ای به نام جلب سیاحان خارجی و تبلیغات به ریاست آقای میرزا غلامحسین خان ابتهاج تشکیل شده که پرسنل وزارت داخله نیز ضمیمه آن گردیده است.
از قراری که اطلاع پیدا کرده ایم پس از مطالعات لازمه از طرف اداره مزبور پروژه ای برای جلب سیاحان خارجی و تبلیغات تهیه و تقدیم مقام وزارت داخله گردیده که مورد موافقت واقع و اینک برای تهیه مقدمات اجرای آن کمیسیون در وزارت داخله تشکیل و مشغول مطالعه در این موضوع می باشند.

به طوری که در پروژه فوق الذکر پیش بینی شده اداره جلب سیاحان خارجی و تبلیغات وظیفه دار است وسایل و موجبات جلب سیاحان خارجی را فراهم آورد که عبارت است از ارتباط یافتن اداره مزبور با کلیه موسسات و کلوپهای سیاحتی بین المللی و تهیه و تنظیم مقرراتی که باعث تسهیل مسافرت خارجی ها به ایران باشد.

یکی از کارهایی که برای جلب مسافر لازم است ایجاد سرویس های مرتب و منظم و سریع حمل و نقل میباشد که جزو وظایف این اداره قرار گرفته است و در عین حال تاسیس کلوپ سیاحتی و اتومبیل رانی در ایران و مربوط ساختن آنها با کلوپهای سایر دول یکی از مسایلی است که این اداره تعقیب خواهد نمود.

دیگر از وسایل تسهیل مسافرت سیاحان خارجی وجود ومهمانخانه در نقاط مختلف و تهیه وسایل آسایش مسافرین مهمانخانه ها است که این قسمت نیز مورد نظر میباشد و ایجاد مهمانخانه های خوب و مناسب با وضعیات امروزه تشویق خواهد گردید.

و نیز ارائه طریق و توجه دادن اهالی و کسبه هر محل بر این که از محصولات و مصنوعات آن محل حاضر نموده و در دسترس سیاحان خارجی بگذارند تا خریداری نمایند. همینطور طبع کارت پستالها از مناظر زیبا و قشنگ طبیعی ایران و ابنیه و عمارات تاریخی و مراقبت در تعمیر و حفظ آثار ملی و ابنیه ی تاریخی از مسایلی است که مورد توجه این اداره واقع خواهد شد.

نشریات مفید در داخله و خارجه و تبع اوراق مخصوص مسافرت، برداشتن فیلم از قسمتهای جالب توجه ایران، تبع کتب راهنما و مجلات و غیره نیز از اقدامات مفید و ضروری برای جلب سیاح و مسافرین خارجی است، همانطور که در تمام دنیا بودجه های مهمی برای آن تخصیص داده و عمل میکنند و این مسایل هم در ضمن پیشنهاد مورد توجه قرار گرفته و امید میرود به تدریج نسبت به عملی شدن این منظور مفید اقدام شود.
یکی از مهمترین اقداماتی که برای جلب سیاحان خارجی در نظر گرفته شده تأسیس کلوپ یا مجمع اتومبیل است که تاکنون در خیلی از ممالک دنیا دایر و جنبه ی بین المللی پیدا نموده است. کلوپ مزبور شامل منافع فوق العاده و به تفاوت عده نفوس هر مملکت مرکب از هیأتی است و صورت یک موسسه ملی و مستقلی را که من غیر مستقیم تحت نظارت اداره ی دولتی جلب سیاحان خارجی است دارا می باشد.

کانون جهانگردان ایران
از قراری که اطلاع حاصل شده مجمع مزبور در تهران افتتاح خواهد شد و مطابق قوانین و نظامات کلیه ی موسسات نظیر خود شروع به کار می نماید. کانون جهانگردی ایران برای فراهم آوردن موجبات آسایش و تسهیل مسافرت جهانگردان در سال 1314 در خیابان فردوسی تشکیل گردید و در تاریخ هیجدهم بهمن ماه 1317 خورشیدی به شماره ی 4 دردفتر ثبت موسسات به ثبت رسید. موسسین کانون عبارت بودند از آقایان:

محمود جم                 رییس
متین دفتری               نایب رییس
علی سهیلی             نایب رییس
دکتر محمد سجادی      خزانه دار
همایون سیاح             مشاور
یدالله عضدی               بازرس
عباس مسعودی           بازرس
غلامحسین ابتهاج        منشی
محمد علی بوذری        مشاور حقوقی
ع. ح. مسعود انصاری      مشاور
یاور قتح الله بهنام         مشاور
حق امضاء در این کانون با رییس و دو نایب رییس و خزانه دار بود.

نخستین آژانس جهانگردی
نخستین آژانس جهانگردی ایران به نام «آژانس ایرانتور» در تهران تأسیس شد . این آژانس در شروع فعالیت خود گشت هایی برای علاقمندان به اسکی ترتیب داد. روزنامه ی اطلاعات در اخبار نهم بهمن سال 1319 در این مورد چنین نوشته است:

کشف میدان اسکی در آبعلی
امسال به واسطه ی کمی برف در لشکرک، میدانی که در سال گذشته مورد استفاده ی اسکی بازان واقع شده بود به طور کامل مورد استفاده واقع نگردیده است، ولی میدان بزرگی در سه کیلو متری آب علی از طرف «ایرانتور» کشف گردیده که این میدان بسیار وسیع و می توان گفت یکی از بهترین نقاط اسکی بازی می باشد. در دو هفته ی اخیر عده ی زیادی از علاقمندان گفت یکی از بهترین نقاط اسکی بازی می باشد. در دوهفته ی اخیر عده ی زیادی از علاقمندان به ورزش به آب علی رفته و علاوه بر ورزش در میدان مزبور از مهمانخانه ی مجلل «ایرانتور» در آب علی نیز استفاده کرده اند. اکنون برای اینکه عموم بتوانند از میدان نامبرده استفاده کنند سرویس مخصوصی دایر شده که روزهای پنج شنبه ساعت 16 از تهران حرکت و در روز جمعه ساعت 17 به تهران مراجعت می نمایند. هزینه ی رفتن و برگشتن و توقف یک شب در مهمانخانه ی آب علی با غذای کامل جمعا یکصد و پنجاه ریال از طرف «ایرانتور» معین گردیده است».
از همان آغاز به دلیل نقش اساسی و حساس عرضه خدمات در توسعه جلب سیاحان تربیت کارکنان آزموده برای به حرکت در آوردن چرخ های این بخش مهم از فعالیت های اقتصادی در سرلوحه برنامه هاقرار گرفت.

تربیت پیشخدمت
در سال 1314 خورشیدی بلدیه تهران ماموریت یافت دوره هایی برای تربیت پیشخدمت دایر نماید. از این جهت پس از فراهم آوردن مقدمات امر و انتخاب مدرسین برای جلب داوطلب آگهی زیر را در روزنامه ی اطلاعات مورخ 21 دی ماه 1314 انتشار داد:
بلدیه تهران از لحاظ تربیت عده ای پیشخدمت که وظایف خود را کاملا دانسته و به طرز شایسته بتوانند از عهده ی خدمت برآیند تصمیم گرفته کلاس عملی برای داوطلبان تمرین در این کلاس افتتاح نماید. دوره تمرین و تحصیل در این کلاس سه ماه خواهد بود و در مهمانخانه فردوسی قریبا افتتاح خواهد شد. محصل کلاس مزبور پس از خاتمه ی مدت تمرین هرگاه از عهده ی امتحان برآید از طرف بلدیه تصدیق مستخدمی به او داده خواهد شد.

باید متذکر شد که این کلاس زیر نظر یک معلم ایتالیایی و با همکاری دو سر گارسن قدیمی شروع به کار نمود و طی سه دوره آموزشی حدود یکصد نفر را تربیت نمودند که بیشتر آنان را هموطنان ارمنی تشکیل می دادند.
علاوه بر آن، نیاز به وجود آشپز های متخصص و با اطلاع از طبخ انواع غذاهای ایرانی و فرنگی نیز کاملا محسوس بود. از این رو کلاسی برای تربیت آشپز نیز تدارک دیده شد و آگهی زیر برای قبول داوطلب در روزنامه ی اطلاعات به چاپ رسید:

آموزشگاه آشپزی
بلدیه ی تهران به منظور تهیه ی عده ای آشپز فنی در نظر گرفته است آموزشگاهی مجانی برای آموختن فنون آشپزی اعم از ایرانی و اروپایی و سایر امور پذیرایی تأسیس نماید، آموزشگاه مزبور در بهمن ماه مفتوح خواهد شد و داوطلبان مرد و زن علی السویه در آن پذیرفته می شوند، مدت آموزشگاه شش ماه خواهد بود.
به دنبال دوره های آشپزی و پیشخدمتی و تربیت کارکنان کارآزموده بلدیه تهران توجه مخصوصی به کافه رستورانها و مهمانخانه های تهران معطوف داشت و آیین نامه ای برای نظارت بر این واحد ها تدوین نمود و نوع اغذیه، عرضه ی خدمات و نرخ های آنها را زیر کنترل

تأسیس موسسه مهمانخانه ها
از سال 1315 خورشیدی موسسه مهمانخانه ها با بهره برداری از چند مهمانخانه فعالیت هتلداری خود را آغاز نمود؛ این مهمانخانه ها عبارت بودند از:
مهمانخانه دربند
این مهمانخانه در دامنه کوه دربند بنا شده و از نظر چشم انداز طبیعی منظره ی دلپذیری داشت، در آغاز فعالیت این هتل دارای 28 اطاق بود. در حال حاضر فعالیت این مهمانخانه متوقف شده است.
مهمانخانه گچسر
این مهمانخانه که در فاصله ی 140 کیلومتری تهران در کنار جاده چالوس واقع شده است در سال 1315 خورشیدی افتتاح و مورد بهره برداری قرار گرفته است.
مهمانخانه چالوس
مهمانخانه چالوس نیز از هتلهای قدیمی موسسه مهمانخانه ها بود که تا سال 1340 دایر بود، در آن سال هتل جدیدی در کنار آن ساخته شده و ساختمان قدیمی به سالن رستوران تبدیل گردید. در سالهای اخیر این واحد تعطیل شده است.
مهمانخانه قدیمی رامسر
مهمانخانه قدیمی رامسر که نمای خارجی آن هنگام عبور توجه مسافرین را به خود جلب می کند با 38 اتاق در سال 1316 خورشیدی احداث شد و هنوز به فعالیت ادامه می دهد. تا قبل از سال 1320 خورشیدی این موسسه به ترتیب مهمانخانه های زیر را مورد بهره برداری قرار داد:
مهمانخانه های قدیم بابلسر، شاهی (قائم شهر) و آمل. فعالیت این مهمانخانه ها نیز در سالهای اخیر متوقف شده است.
هنگام جنگ جهانی دوم با ورود افسران و سربازان متفقین رستورانهای تهران به تعداد قابل توجهی افزایش یافت. با خاتمه ی جنگ و خروج افسران و سربازان خارجی بسیاری از این رستورانها تعطیل شد. از کافه های مشهور تهران در سالهای پیش کافه های کنتینانتال و لقانطه بود.
کافه کنتینانتال در خیابان اسلامبول قرار داشت و کافه لقانطه در میدان بهارستان، در عمارت نظامیه دایر شده بود.
این عمارت از بناهای با شکوه دوره ی ناصر الدین شاه قاجار بود. باغ و عمارت آن را میرزا آقاخان نوری «اعتماد الدوله» صدر اعظم ناصر الدین شاه که پس از میرزا تقی خان امیر کبیر عهده دار صدارت عظمی گردید، خارج از تهران آن وقت که به خیابان امیر کبیر فعلی منتهی می شد بنا کرد و جهت سکونت به پسر بزرگش میرزا کاظم واگذار نمود.
میرزا کاظم خان که نظام الملک لقب داشت، همان کسی است که در سال 1267 هجری قمری پس از قتل امیرکبیر، عزت الدوله زن امیر را به همسری گرفت.

عمارت نظامیه دارای تالار بزرگ و زیبایی بود که در هر چهار طرف آن پرده های نقاشی به چشم می خورد. در این تابلو ها مناظر جالبی از سلام محمد شاه قاجار دیده می شد و چهره ی رجال سرشناس آن زمان در این تابلو ها تصویر شده بود.
از قدیمی تترین واحد های اقامتی و پذیرایی تهران که امروز فقط نامی از آنها باقی مانده است می توان مهمانخانه ی مدرن و" گراند هتل" را نام ببریم.

گراند هتل
گراند هتل از مجلل ترین و معروف ترین هتل های نیم قرن پیش تهران بود. این هتل در خیابان لاله زار کمی بالاتر از کوچه ی ملی قرار داشت و در سالهای پیش هر وقت میهمان سرشناسی از خارج به تهران می رسید تنها محلی که برای اقامت او در نظر گرفته می شد گراند هتل بود.
گراند هتل سالن بزرگی نیز داشت که هنرمندان آن روز ایران در آن به اجرای برنامه می پرداختند. به تدریج که هتل های دیگری در تهران ساهخته شد این هتل از رونق افتاد و حدود سی و چند سال پیش تعطیل شد.
کافه ها و رستورانهای آنروز در حقیقت محل اعیان و اشراف آن زمان بود و رفتن به کافه و رستوران یک نوع تشخص محسوب می گردید.

شورای عالی جهانگردی
در سال 1320 خورشیدی «اداره ی جلب سیاحان خارجی و تبلیغات» جای خود را به شورای عالی جهانگردی داد که هفته ای یک بار در وزارت کشور تشکیل می شد و امور اداری آن را اداره سیاسی آن وزارتخانه انجام می داد.
در سال 1333 خورشیدی بار دیگر اهمیت جلب سیاحان و سیر و سیاحت با توجه به جنبه های اقتصادی و تحکیم مبانی حسن تفاهم میان افراد کشور های مختلف مورد توجه دولت وقت واقع شد و اداره ی امور جهانگردی در وزارت کشور متمرکز گردید.
در این دوره اقدامات زیر بنایی و موثری در زمینه های مختلف انجام پذیرفت که از آن جمله می توان تدوین قوانین و مقررات ورود و اقامت اتباع بیگانه را نام برد.
در این فاصله هتل ها و کافه رستورانهای متعددی در شهر های مسافر پذیر که از آن جمله می توان تدوین قوانین و مقررات ورود و اقامت اتباع بیگانه را نام برد.

در این فاصله هتل ها و کافه رستورانهای متعددی در شهر های مسافر پذیر تأسیس شد و نیاز مبرم به کارکنان ماهر و تحصیل کرده سبب شد موسسه مهمانخانه ها در سال 1337 خورشیدی برای تأمین کادر مورد نیاز خود یک کلاس آموزش هتلداری دایر نماید.
سر پرستی این کلاس را یک متخصص هتلداری از کشور سویس به عهده داشت و علاوه بر او مدیران مهمانخانه های آن موسسه نیز در تدریس دروس مختلف همکاری داشتند.
این دوره به مدت یکسال ادامه یافت و 60 نفر در آنشرکت داشتند. علاوه بر آموزشهای نظری برای شرکت کنندگان در کلاس یک دوره ی کارآموزی نیز در برنامه گنجانده شده بود و کارآموزان در محل رستوران فرودگاه مهرآباد تهران که در همان سال افتتاح گردیده بود به تمرین عملی می پرداختند.

در سال 1340 خورشیدی شورای عالی جهانگردی مرکب از 12 نفر از نمایندگان وزارتخانه هاو موسسات دولتی و سه نفر از اشخاص مطلع و بصیر در امر جهانگردی به موجب تصویب نامه هیأت وزیران تشکیل شد که وظیفه ی آن تعیین خط مشی و برنامه های اجرایی اداره ی امور جهانگردی وزارت کشور بود و اصولا بر امور مربوط به جهانگردی کشور در سطح عالی نظارت داشت.
اقدامات عمرانی کشور موجب گردید که مواصلات و ارتباطات ایران از نظر جهانگردی توسعه یافته و ترقی سطح درآمد ملی توجه اهالی کشور را به بهره برداری از ارزشها و منافع و فواید ناشی از مسافرت جلب نماید.
در آغاز این جنبش با آنکه تحولات مذکور به طور غیر متشکل انجام می گرفت توجه و علاقه ی خارجیان به بازدید از ایران روزافزون گشته و زمانی فرارسید که عدم وجود وسایل پذیرایی و تجهیزات کافی برای جذب تقاضاهای جدید در بازار جهانگردی ایران نیاز به اقدامات اساسی در این زمینه را محسوس گردانید. عوامل یاد شده موجب اتخاذ تصمیم دولت در زمینه شروع اقدامات جدی تر و موثر تری در امور جهانگردی کشور شد و نخستین گام در این مورد بنیان گذاری سازمانی مناسب برای ایجاد هماهنگی و نظارت بر کلیه ی فعالیت های جهانگردی کشور بود.

تأسیس سازمان جلب سیاحان
طی تصویبنامه ای که در تاریخ 17 فروردین ماه 1342 به تصویب هیأت وزیران رسید سازمانی به نام «سازمان جلب سیاحان» تأسیس گردید که هدف از تشکیل آن معرفی بیشتر کشور ایران و تشویق جهانگردان به بازدید از آثار باستانی و تاریخی و مناظر طبیعی ایران و به طور کلی تمرکز و هماهنگی کامل امور مربوط به جهانگردی کشور در یک سازمان متشکل و واحدی بود، بدین منظور که این تمرکز موجب تحصیل ارز خارجی بیشتر و توسعه و ترویج صنایع ملی و کمک به صاحبان حرفه های مختلف گردد و بر رویهم موجبات تقویت و تحکیم مبانی اقتصاد عمومی مملکت را فراهم نماید.

مدرسه ی عالی مهمانخانه داری
در فاصله ی برگزاری نخستین دوره های میزبانی و آشپزی بلدیه تهران (1314 خورشیدی) تا سال 1342 که سازمان جلب سیاحان عهده دار امور مربوط به جهانگردی ایران گردید. آموزشهای زیربنایی خدمات جهانگردی به استثنای دوره ی متشکله در موسسه مهمانخانه هاتقریبا به بوته ی فراموشی سپرده شده بود. در این سال با اقدامات و تبلیغات سازمان جلب سیاحان در معرفی هرچه بهتر ایران به خارجیان و آشنا ساختن مردم به اهمیت های اقتصادی و فرهنگی جهانگردی، این بخش مهم فرهنگی و اقتصادی در ایران ارزش و اعتبار واقعی خود را نمایان ساخت و همزمان وزارت فرهنگ وقت با تاسیس یک مدرسه عالی مهمانخانه داری اقدام به پذیرش دانشجو نمود. پس از سه سال تحصیل تعدادی از این دانشجویان موفق به اخذ دانشنامه تحصیلی معادل لیسانس گردیدند. به سبب ضعف برنامه ریزی و عدم امکانات فنی و حرفه ای فارق التحصیلان آن مدرسه عالی از اطلاعات و معلومات هتلداری مشغول فعالیت شوند و ناگزیر وزارت فرهنگ به علت عدم کارآیی و دیگر مشکلات اقدام به انحلال آن مدرسه ی عالی نمود.

مرکز خدمات جهانگردی
در اواخر سال 1345 خورشیدی مرکز آموزش خدمات جهانگردی سازمان جلب سیاحان با تشکیل دوره های کوتاه مدت مدیریت هتل، راهنمایی جهانگردان و میزبانی فعالیت خود را آغاز نمود.
برای تدریس در این دوره ها علاوه بر مدرسین ثابت، همانندگذشته از همکاری و تدریس مجرب ترین استادان دانشگاه و دست اندرکاران تحصیل کرده صنعت هتلداری استفاده می شد. در همان سال از طرف مرکز آموزش خدمات جهانگردی یک دوره ی کلاس توجیهی برای بالا بردن سطح دانش مدیران مهمانخانه های شهر توریستی شیراز، و در سال 1346 خورشیدی کلاس مشابهی در شهر پر جاذبه اصفهان دایر گردید. بعد ها با کمک دانشگاه های شیراز و اصفهان دوره های تربیت راهنمایان جهانگردی منطقه ای نیز بر آن افزوده شد.
در سال 1342 خورشیدی سازمان جلب سیاحان به منظور افزایش معلومات و آگاهی مدیران مهمانخانه های کشور و وقوف آنان به پیشرفت های حاصل در امر جهانگردی و هتلداری جهان، سمیناری به مدت یک هفته در تهران برگزار کرد که چند مهمان خارجی نیز در آن سخنرانی نمودند.

در سال 1348 خورشیدی برای اجرای هرچه بهتر آموزشهای عملی شرکت کنندگان دوره های هتلداری، آشپزی، رستوران و اطاق نمونه ای با استاندارد و تجهیزات کامل هتل در ساختمان مرکز آموزش ایجاد گردید. در همان سال کلاس هتلداری مشهد دایر شد و مقدمات تشکیل دوره های آموزشی راهنمایان جهانگردی استان خراسان فراهم آمد.
در این سال مرکز آموزش خدمات جهانگردی دست به ابتکار تازه ای در امر آموزش خدمات جهانگردی زد. و برای نخستین بار با اعزام گروه های سیار آموزشی به نقاط مختلف کشور کلیه تأسیسات اقامتی و پذیرایی را در سراسر ایران زیرپوشش این گروه ها قرار داد.
بر اثر فعالیت های مستمر و آموزشهای حین خدمت مربیان این گروه ها، کارکنان واحد های اقامتی و پذیرایی شهرستان ها، بخش ها و مسیر های جهانگردی با اصول صحیح پذیرایی آشنا شدند و در مدت زمانی کوتاه سیمای واحد های پذیرایی و اقامتی در سراسر کشور دگرگون شد و سطح عرضه خدمات در این تأسیسات به نحو چشمگیری افزایش یافت.
سازمان جلب سیاحان در بهمن ماه 1348 دومین سمینار مدیران هتل های کشور را در شهر مقدس مشهد برگزار نمود.
در سال 1349 مرکز آموزش خدمات جهانگردی با انعقاد قراردادی با سازمان بین المللی کار،کارشناسان هتل داری و جهانگردی آن سازمان را به خدمت گرفت و تغییراتی در زمینه های برنامه ریزی و آموزش خدمات جهانگردی به عمل آورد.
در دهم بهمن ماه 1349 شهر زیبای شیراز شاهد برگزاری سومین سمینار مدیران هتلهای کشور بود که به همت سازمان جلب سیاحان تدارک دیده شد.
در سال 1350 جهت آموزش بدو خدمت نیروی انسانی مورد نیاز هتلهای نوبنیاد لوکس شهر شیراز و تخت جمشید،مرکز آموزش خدمات جهانگردی با تاسیس یک آموزشگاه موقت در شهر شیراز، طی 5 ماه آموزش های نظری و عملی ، تعداد 200 نفر از افرادی را که هیچ گونه آشنایی با نحوه پذیرایی از جهانگردان نداشتند آماده خدمت نمود، به طوری که کارآیی آنان در بدو خدمت مورد تحصین صاحبنظران این صنعت واقع گردید.

آموزشگاه های خدمات جهانگردی
در سال 1352 مرکز آموزش خدمات جهانگردی با تغییر در برنامه ی پروژه آموزش هتلداری یک دوره ترتیب معلم دایر کرد و در اجرای برنامه ی عدم تمرکز درصدد ایجاد آموزشگاه های خدمات جهانگردی در مراکز استانها ی جاذب جهانگردی بر آمد و به همین منظور از طریق برگزاری آزمون کتبی و مصاحبه تعدادی از فارغ التحصیلان مدارس عالی هتلداری و دبیرستانها را استخدام نمود. این گروه پس از طی یک دوره مخصوص تربیت مربی هتلداری که زیر نظر کارشناسان خارجی و همکاران ایرانی دایر گردید برای تدریس رشته های مختلف هتلداری آماده شدند و در اواخر آن سال چهار آموزشگاه خدمات جهانگردی در شهر های شیراز، اصفهان، مشهد و تبریز فعالیت خود را آغاز کردند.
در این سال همچنین همکاران ایرانی پروژه آموزش هتلداری با استفاده از بورسهای .اگذاری سازمان ملل برای تحصیل در مراکز آموزشی بین المللی جهانگردی و بازدید از آخرین پیشرفت های صنعت هتلداری و جهانگردی برای تأمین کادر آموزشی چهار آموزشگاه هتلداری استان های گیلان، مازندران، باختران و خوزستان از طریق آزمون ورودی و مصاحبه اقدام به پذیرش تعدادی دیپلمه و فوق دیپلم هتلداری نمود و با برگزاری یک دوره ی آموزشی آنان را آماده ی تدریس رشته های گوناگون صنعت هتلداری نموده به آموزشگاه های رشت، ساری، باختران و اهواز اعزام نمود.

واگذاری بورس های کار آموزی
با اقدامات مرکز آموزش خدمات جهانگردی 75 بورس کارآموزی در رشته های هتلداری و جهانگردی در مرکز تعلیمات فنی و حرفه ای سازمان بین المللی کار در شهر تورین ایتالیا در اخ تیار این مرکز قرار گرفت و طی سالهای 1354 تا 1356 در سه نوبت، هر نوبت 25 نفر از مربیان آموزشگاه های هتلداری استانها و کارآموختگان ممتاز دوره های آموزشی خدمات هتلداری و راهنمایی جهانگردی به مدت سه ماه به ایتالیا اعزام شدند.
علی رغم مشکلات و موانع متعددی که بر سر راه فعالیت مرکز آموزش خدمات جهانگردی قرار داشت این مرکز تا مهر ماه 1359 به فعالیت های ارزنده ی خود ادامه داد و در آن تاریخ بر اساس یک تصمیم شتاب زده فعالیت آن متوقف گردید.

مدرسه ی عالی هتلداری
در اسفند ماه 1345 خورشیدی وزارت آموزش و پرورش اقدام به تأسیس یک مدرسه ی عالی هتلداری در سطح فوق دیپلم نمود که تا سال 1351 فعالیت داشت.

وزارت اطلاعات و جهانگردی
در سوم تیرماه 1353 با توجه به گسترش روزافزون فعالیت های بین المللی سازمان جلب سیاحان و لزوم دارا بودن توان و ظرفیتی در خور این گسترش و نیز به خاطر همآهنگ شدن سیاست جهانگردی و اطلاعاتی کشور در داخل و خارج از مرزهای ایران به موجب قانون، سازمان جلب سیاحان و وزارت اطلاعات در یکدیگر ادغام شدند و وزارت خانه ی جدیدی به نام وزارت اطلاعات و جهانگردی بوجود آمد.

مدرسه ی عالی خدمات جهانگردی و اطلاعات
در سال 1353 وزارت اطلاعات و جهانگردی اقدام به تأسیس یک مدرسه ی عالی به نام خدمات جهانگردی و اطلاعات نمود.
وزارت اطلاعات و جهانگردی در سال 1357 به وزارت ارشاد ملی و بعد ارشاد اسلامی و بالاخره فرهنگ و ارشاد اسلامی تغییر نام داد. در حال حاضر امور جهانگردی کشور در زیر نظر معاون امور سیاحتی و زیارتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اداره می شود.

کد خبر: 105094
تاریخ مخابره : ۱۳۹۱/۱۱/۳۰ - ۱۴:۳۵ نقل از پایگاه اطلاع رسانی قدس انلاین

 


برچسب‌ها: تاریخی, فرهنگی
+ نوشته شده توسط در 20 Sep 2015 و ساعت 10:27 AM |

این ماه از ارزش و شرافت بسیار بالایی برخوردار است و یکی از اسباب شرافت آن این است که یکی از ماه های حرام است و یکی از زمانهای ویژه دعا ، و در روزگار جاهلیت نیز به همین ویژگیها معروف و شناخته بوده است و مردم آن روزگار انتظار می کشیده اند این ماه فرا رسد تا برای برآمدن نیازهای خویش دعا کنند ، در این باره حکایت شگفتی نیز هست که سیدبن طاووس بخشی از آن را درکتاب اقبال آورده است .

برپایه برخی از روایات ، این ماه ، ماه حضرت امیرالمومنین (ع) است ، همانگونه که ماه شعبان ماه حضرت رسول (ص)  و ماه رمضان ، ماه خداست ، و نخستین شب آن از شبهای چهارگانه ای است که درباره احیا و شب زنده داری آنها سفارش فراوان شده است . و روز نیمه ، آنگونه که در روایات آمده زمان انجام اعمال استفتاح است که تفصیل آن از این پس خواهد آمد ، و روز بیست و هفتم آن روز بعثت حضرت رسول است ، روزی است که رحمت رحیمیه خدواند در آن به گونه ای آشکار شده و ظهور پذیرفته که از آغاز آفرینش تاکنون ، در هیچ روز دیگری چنین ظهوری نداشته است ، روزی که از نظر شرافت باطنی از هر روز دیگری شریفتر و ارجمندتر است ، و خلاصه فضایل این ماه بیش از آن است که بتوان آنها را دریافت .

از مهمترین اعمال و مراقبات این ماه از آغاز تا پایان ، پیش چشم داشتن حدیث فرشتۀ «داعی» است : از پیامبر (ص) گزارش شده : « خدای را در آسمان هفتم فرشته ای است به نام « داعی » هرگاه ماه رجب فرا رسد در همه شبهای آن از آغاز تا با مداد ، این فرشته چنین ندا می دهد : ذاکران ! مطیعان ! مستغفران ! توبه جویان ! مژده ، مژده ، بشارت ،بشارت خداوند می فرماید : من همنشین آنم که با من همنشین شود ، من مطیع آنم که مطیع من باشد ، من بخشندۀ آنم که از من بخشش خواهد ، ماه ماه من است و بنده بندۀ من است و رحمت  رحمت من است هر که مرا در این ماه بخواند پاسخش می دهم و هر که از من چیزی بخواهد ، خواسته اش برآورده می سازم ، هر که از من راه بخواهد ، هدایتش می کنم ، این ماه را رشته پیوند میان خود و بندگانم ساخته ام، هر که بدان دست یازد به من رسد ».

برگرفته از كتاب «المراقبات»

مرحوم ميرزا جواد ملكي تبريزي(به نقل از پایگاه اطلاع رسانی حجت الاسلام حسین  انصاریان




+ نوشته شده توسط در 29 Apr 2015 و ساعت 12:37 PM |
با سلام و عرض ادب و احترام مدتی است در گیریهای دنیا فرصتها از کف رفت و توفیق از اینجانب سلب گردید  علت تاخیر و عدم حضور مشغله و کمی فرصت بود امید دارم با عنایت حقرتعالی ارتباط مضاعف با دوستان بر قرار نماییم ان شاءالله

+ نوشته شده توسط در 29 Apr 2015 و ساعت 12:11 PM |
بد تامی حیات دو روزی نبود بیش                    ان هم کلیم باتو بگویم چسان گذشت

یک روز صرف بستن دل شدبه این و ان           روز دگر به کندن دل زین و ان گذشت

                                                            کلیم کاشانی

+ نوشته شده توسط در 7 Mar 2015 و ساعت 13:47 PM |
flag of scienc donot remain on the land

the future belongs to the islamic ummah

+ نوشته شده توسط در 1 Mar 2015 و ساعت 12:4 PM |
..هو الذی بغث فی الامیین رسولامنهم یتلوا علیهم ایاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب والحکمه ...(ایه 2 از سوره ی مبارکه جمعه)هشت اسفند روز نهاد مقدس امور تربیتی یادگار شهیدان رجایی و باهنر را به دست اندر کاران و دلسوزان این نهاد تبریک و تهنیت میگوییم در شرایط حساس کنونی تلاش دو چندان نیاز است و ایثاری بیش از پیش تا در مفابل هجمه ی دشمن بتوان ایستاد تعلیم و تربیت و تزکیه ی نفس سر کش و مقابله با شیاطین درون و برون خاصه دسیسه های شیطان بزرگ امریکا و صهیونیست تنها با اموزه های الهی و قرانی و تبعیت محض از ولی فقیه زمان امکان پذیر است از همه ی زحماتتان سپاسگزاریم و قدر دان تلاشتان هستیم و خواهیم بود  اینده ی درخشانی پیش روی ماست ان شاء الله

+ نوشته شده توسط در 1 Mar 2015 و ساعت 9:22 AM |