عید سعید فطر رابه عزیزان صائم وروزه دار وتمام مسلمانان اصه ملت شریف ایران که یک ماه خالصانه به عبادت وبندگی الهی مشغول بودند تبریک وتهنیت میگوییم قادر متعال اجرتان دهد وپاداش نیک عطا فرماید ان شاءلله
+ نوشته شده در  28 Jul 2014ساعت 11:14 AM  توسط   | 
 

اعمال شب‌های قدر

یا علی

شب نوزدهم:

اولین شب از شب‌های قدر است و شب قدر همان شبی است که در تمام سال شبی به خوبی و فضیلت آن نمی‌رسد و عمل در آن بهتر است از عمل در هزار ماه و در آن شب تقدیر امور سال رقم می‌خورد و ملائکه و روح که اعظم ملائکه است در آن شب به اذن پروردگار به زمین نازل می‌شوند و به خدمت امام زمان علیه‌السلام مشرف می‌شوند و آنچه برای هر کس مقدر شده است بر امام علیه السلام عرض می‌کنند.

اعمال شب قدر بر دو نوع است: یکی آن که در هر سه شب انجام می‌شود و دیگر آن که مخصوص هر شبی است.

اعمالی که در هر سه شب مشترک است:

1- غسل. (مقارن غروب آفتاب، که بهتر است نماز عشاء را با غسل خواند.)

2- دو رکعت نماز وارد شده است که در هر رکعت بعد از حمد، هفت مرتبه توحید بخواند و بعد از فراغ هفتاد مرتبه اَستَغفُرِاللهَ وَ اَتوبُ اِلَیهِ و در روایتی است که از جای خود برنخیزد تا حق تعالی او و پدر و مادرش را بیامرزد.

3- قرآن مجید را بگشاید و بگذارد در مقابل خود و بگوید: اَللّهُمَّ اِنّی اَسئَلُِکَ بِکِتابِکَ المُنزَلِ وَ ما فیهِ اسمُکَ الاَکبَرُ و اَسماۆُکَ الحُسنی وَ ما یُخافُ وَ یُرجی اَن تَجعَلَنی مِن عُتَقائِکَ مِنَ النّار. پس هر حاجت که دارد بخواهد.

4- مصحف شریف را بگیرد و بر سر بگذارد و بگوید:

اَللّهمَّ بِحَقِّ هذاالقُرآنِ وَ بِحَقِّ مَن اَرسَلتَه بِه وَ بِحَقِ کُلِّ مومنٍ مَدَحتَه ُ فیهِ وَ بِحَقِّکَ عَلَیهِم فلا اَحَدَ اَعرَفُبِ بِحَقِّکَ مِنکَ.

ده مرتبه بگوید: بِکَ یا الله

ده مرتبه: بِمُحَمَّدٍ

ده مرتبه: بِعلیٍّ

ده مرتبه: بِفاطِمَةَ

ده مرتبه: بِالحَسَنِ

ده مرتبه: بِالحُسَین ِ

ده مرتبه: بِعلیّ بنِ الحُسین

ده مرتبه: بِمُحَمَّدِ بنِ عَلِیٍّ

ده مرتبه: بِجَعفَر بنِ مُحَمَّدٍ

ده مرتبه: بِموُسی بنِ جَعفَر ٍ

ده مرتبه: بِعلیِّ بنِ مُوسی

ده مرتبه: بِمُحَمَّدِ بنِ عَلِیٍّ

ده مرتبه: بِعَلِیِّ بنِ مُحَمَّدٍ

ده مرتبه: بِالحَسَنِ بنِ عَلِیٍّ

ده مرتبه: بِالحُجَّةِ.

پس از این عمل هر حاجتی كه داری طلب کن.

5- زیارت امام حسین علیه السلام است؛ که در روایت آمده است که چون شب قدر می‌شود منادی از آسمان هفتم ندا می‌کند که حق تعالی آمرزید هر کسی را که به زیارت قبر امام حسین علیه السلام آمده است.

6- احیا داشتن این شب‌ها. در روایت آمده هر کس احیا کند شب قدر را گناهان او آمرزیده شود هر چند به عدد ستارگان آسمان و سنگینی کوه‌ها و وزن دریاها باشد.

7- صد رکعت نماز بخواند که فضیلت بسیار دارد، و افضل آنست که در هر رکعت بعد از حمد ده مرتبه توحید بخواند.

8- این دعا خوانده شود: اَللّهُمَّ اِنّی اَمسَیتُ لَکَ عَبدًا داخِرًا لا اَملِکُ لِنَفسی وَ اَعتَرِفُ...

اعمال مخصوص هر شب قدر

شب نوزدهم:

1- صد مرتبه "اَستَغفُرِاللهَ رَبی وَ اَتوبُ اِلَیه".

2- صد مرتبه " اَللّهُمَّ العَن قَتَلَةَ اَمیرَالمومنینَ".

3- دعای "یا ذَالَّذی کانَ..." خوانده شود .

4- دعای " اَللّهَمَّ اجعَل فیما تَقضی وَ..." خوانده شود.

شب بیست و یکم:

فضیلتش زیادتر از شب نوزدهم است، و باید اعمال آن شب را از غسل و احیاء و زیارت و نماز، هفت قل هو الله و قرآن بر سر گرفتن و صد رکعت نماز و دعای جوشن کبیر و غیره در این شب به عمل آورد، در روایات تاکید شده در غسل و احیاء و جدّ و جهد در عبادت در این شب و شب بیست و سوم.

امام صادق علیه‏ السلام فرمود:« تقدیر امور و سرنوشت‌ها در شب قدر، یعنی شب نوزدهم، تحكیم آن در شب بیست و یكم، و امضا ‏آن در شب بیست و سوم صورت می‏گیرد.» (وسائل الشیعه، حرّ عاملی، دار الاحیاء التراث، ج 7، ص259)

شب بیست و سوم شب شریفی است ،طبق روایت امام صادق علیه السلام در این شب تقدیرات ما امضا می شود،پس بکوشیم با عبادت و خاکساری به درگاه خداوند متعال ،بهترین تقدیرات را از او خواسته و تمنّا کینم آنچه از خیر هست برای ما امضا شود و شرور با نگاه رحمت خداوند مهربان از زندگی ما دفع شوند.

+ نوشته شده در  16 Jul 2014ساعت 10:58 AM  توسط   | 

.

 

تولد و کودکي
امام حسن (ع ) فرزند امير مؤمنان علی بن ابيطالب و مادرش مهتر زنان فاطمه زهرا دختر پيامبر خدا (ص ) است . امام حسن (ع ) در شب نيمه ماه رمضان سال سوم هجرت در مدينه تولد يافت . وي نخستين پسری بود که خداوند متعال به خانواده علی و فاطمه عنايت کرد. رسول اکرم (ص ) بلا فاصله پس از ولادتش ، او را گرفت و در گوش چپش اقامه گفت . سپس برای او بار گوسفندی  قربانی کرد، سرش را تراشيد و هموزن موی سرش - که يک درم و چيزی افزون بود - نقره به مستمندان داد. پيامبر (ص ) دستور داد تا سرش را عطر آگين کنند و از آن هنگام آيين عقيقه و صدقه دادن به هموزن موی سر نوزاد سنت شد. اين نوزاد را " حسن " نام داد و اين نام در جاهليت سابقه نداشت . کنيه او را ابومحمد نهاد و اين تنها کنيه اوست . لقب های او سبط، سيد، زکي ، مجتبی است که از همه معروفتر "مجتبي " مي باشد. پيامبر اکرم (ص ) به حسن و برادرش حسين علاقه خاصی داشت و بارها مي فرمود که حسن و حسين فرزندان منند و به پاس همين سخن علی به ساير فرزندان خود مي فرمود : " شما فرزندان من هستيد و حسن و حسين فرزندان پيغمبر خدايند ". امام حسن هفت سال و خرده ای زمان جد بزرگوارش را درک نمود و در آغوش مهر آن حضرت بسر برد و پس از رحلت پيامبر (ص ) که با رحلت حضرت فاطمه دو ماه يا سه ماه بيشتر فاصله نداشت ، تحت تربيت پدر بزرگوار خود قرار گرفت . امام حسن (ع ) پس از شهادت پدر بزرگوار خود به امر خدا و طبق وصيت آن حضرت ، به امامت رسيد و مقام خلافت ظاهری را نيز اشغال کرد، و نزديک به شش ماه به اداره امور مسلمين پرداخت . در اين مدت ، معاويه که دشمن سرسخت علی (ع ) و خاندان او بود و سالها به طمع خلافت ( در آغاز به بهانه خونخواهی عثمان و در آخر آشکارا به طلب خلافت ) جنگيده بود، به عراق که مقر خلافت امام حسن (ع ) بود لشکر کشيد و جنگ آغاز کرد. ما دراين باره کمی بعد تر سخن خواهيم گفت . امام حسن (ع ) از جهت منظر و اخلاق و پيکر و بزرگواری به رسول اکرم (ص ) بسيار مانند بود. وصف کنندگان آن حضرت او را چنين توصيف کرده اند: " دارای رخساری سفيد آميخته به اندکی سرخي ، چشمانی سياه ، گونه ای هموار، محاسنی انبوه ، گيسوانی مجعد و پر، گردنی سيمگون ، اندامی متناسب ، شانه يی عريض ، استخوانی درشت ، ميانی  باريک ، قدی ميانه ، نه چندان بلند و نه چندان کوتاه . سيمايی نمکين و چهره ای در شمار زيباترين و جذاب ترين چهره ها ". ابن سعد گفته است که " حسن و حسين به ريگ سياه ، خضاب مي کردند "

کمالات انساني
امام حسن (ع ) در کمالات انسانی يادگار پدر و نمونه کامل جد بزرگوار خود بود. تا پيغمبر (ص ) زنده بود، او و برادرش حسين در کنار آن حضرت جای داشتند، گاهی  آنان را بر دوش خود سوار مي کرد و مي بوسيد و مي بوييد. از پيغمبر اکرم (ص ) روايت کرده اند که درباره امام حسن و امام حسين (ع ) مي فرمود: اين دو فرزند من ، امام هستند خواه برخيزند و خواه بنشينند ( کنايه از اين که در هر حال امام و پيشوايند ). امام حسن (ع ) بيست و پنج بار حج کرد، پياده ، درحالی که اسبها نجيب را با او يدک مي کشيدند. هرگاه از مرگ ياد مي کرد مي گريست و هر گاه از قبر ياد مي کرد مي گريست ، هر گاه به ياد ايستادن به پای حساب مي افتاد آن چنان نعره مي زد که بيهوش مي شد و چون به ياد بهشت و دوزخ مي افتاد، همچون مار گزيده به خود مي پيچيد. از خدا طلب بهشت مي کرد و به او از آتش جهنم پناه مي برد. چون وضو مي ساخت و به نماز مي ايستاد، بدنش به لرزه مي افتاد و رنگش زرد مي شد. سه نوبت دارائيش را با خدا تقسيم کرد و دو نوبت از تمام مال خود برای خدا گذشت . گفته اندک : "اما حسن (ع ) در زمان خودش عابد ترين و بی اعتنا ترين مردم به زيور دنيا بود". در سرشت و طينت امام حسن (ع ) برترين نشانه های انسانيت وجود داشت . هر که او را مي ديد به ديده اش بزرگ مي آمد و هر که با او آميزش داشت بدو محبت مي ورزيد و هر دوست يا دشمنی  که سخن يا خطبه او را مي شنيد، به آسانی درنگ مي کرد تا او سخن خود را تمام کند و خطبه اش را به پايان برد. محمد بن اسحاق گفت : پس از رسول خدا (ص ) هيچکس از حيث آبرو و بلندی قدر به حسن بن علی نرسيد. بر در خانه فرش مي گستردند و چون از خانه بيرون مي آمد و آنجا مي نشست راه بسته مي شد و به احترام او کسی از برابرش عبور نمي کرد و او چون مي فهميد، برمي خاست و به خانه مي رفت و آن گاه مردم رفت و آمد مي کردند". در راه مکه از مرکبش فرود آمد و پياده به راه رفتن ادامه داد. در کاروان همه از او پيروی کردند حتی سعد بن ابی  وقاص پياده شد و در کنار آن حضر ت راه افتاد. ابن عباس که از امام حسن و امام حسين (ع ) مسن تر بود، رکاب اسبشان را مي گرفت و بدين کار افتخار مي کرد و مي گفت : اينها پسران رسول خدايند. با اين شأن و منزلت ، تواضعش چنان بود که : روزی بر عده ای مستمند مي گذشت ، آنها پاره های نان را بر زمين نهاده و خود روی زمين نشسته بودند و مي خوردند، چون حسن بن علی را ديدند گفتند: "ای پسر رسول خدا بيا با ما هم غذا شو". امام حسن (ع ) فورا از مرکب فرود آمد و گفت :" خدا متکبرين را دوست نمی دارد". و با آنان به غذا خوردن مشغول شد. آنگاه آنها را به ميهمانی خود دعوت کرد، هم غذا به آنان داد و هم پوشاک . در جود و بخشش امام حسن (ع ) داستانها گفته اند. از جمله مدائنی روايت کرده که : حسن و حسين و عبدالله بن جعفر به راه حج مي رفتند. توشه و تنخواه آنان گم شد. گرسنه و تشنه به خيمه ای رسيدند که پير زنی در آن زندگی مي کرد. از او آب طلبيدند. گفت اين گوسفند را بدوشيد وشير آن را با آب بياميزيد و بياشاميد. چنين کردند. سپس از او غذا خواستند. گفت همين گوسفند را داريم بکشيد و بخوريد. يکی از آنان گوسفند را ذبح کرد و از گوشت آن مقداری بريان کرد و همه خوردند و سپس همانجا به خواب رفتند. هنگام رفتن به پير زن گفتند: ما از قريشيم به حج مي رويم . چون باز گشتيم نزد ما بيا با تو به نيکی رفتار خواهيم کرد. و رفتند. شوهر زن که آمد و از جريان خبر يافت ، گفت : وای بر تو گوسفند مرا برای مردمی  ناشناس مي کشی آنگاه مي گويی از قريش بودند؟ روزگاری گذشت و کار بر پير زن سخت شد، از آن محل کوچ کرد و به مدينه عبورش افتاد. حسن بن علی (ع ) او را ديد و شناخت . پيش رفت و گفت : مرا مي شناسي ؟ گفت نه . گفت : من همانم که در فلان روز مهمان تو شدم . و دستور داد تا هزار گوسفند و هزار دينار زر به او دادند. آن گاه او را نزد برادرش حسين بن علی فرستاد. آن حضرت نيز همان اندازه به او بخشش فرمود. او را نزد عبد الله بن جعفر فرستاد او نيز عطايی همانند آنان به او داد. حلم و گذشت امام حسن (ع ) چنان بود که به گفته مروان ، با کوهها برابری  مي کرد.

بيعت مردم با حسن بن علی  (ع )
هنگاميکه حادثه دهشتناک ضربت خوردن علی (ع ) در مسجد کوفه پيش آمد و مولي (ع ) بيمار شد به حسن دستور که در نماز بر مردم امامت کند، و در آخرين لحظات زندگي ، او را به اين سخنان وصی خود قرار داد: " پسرم ! پس از من ، تو صاحب مقام و صاحب خون منی ". و حسين و محمد و ديگر فرزندانش و رؤسای شيعه و بزرگان خاندانش را بر اين وصيت گواه ساخت و کتاب و سلاح خود را به او تحويل داد و سپس فرمود: " پسرم ! رسول خدا دستور داده است که تو را وصی خود سازم و کتاب و سلاحم را به تو تحويل دهم . همچنانکه آن حضرت مرا وصی خود ساخته و کتاب و سلاحش را به من داده است و مرا مأمور کرده که به تو دستور دهم در آخرين لحظات زندگيت ، آنها را به برادرت حسين بدهي ". امام حسن (ع ) به جمع مسلمانان درآمد و بر فراز منبر پدرش ايستاد. خواست درباره فاجعه بزرگ شهادت پدرش ، علی عليه السلام با مردم سخن بگويد. آنگاه پس از حمد و ثنای بر خداوند متعال و رسول مکرم (ص ) چنين گفت : " همانا دراين شب آن چنان کسی وفات يافت که گذشتگان بر او سبقت نگرفته اند و آيندگان بدو نخواهند رسيد". و آن گاه درباره شجاعت و جهاد و کوشش هائی که علی (ع ) در راه اسلام انجام داد و پيروزيها که در جنگها نصيب وی شد، سخن گفت و اشاره کرد که از مال دنيا در دم مرگ فقط هفتصد درهم داشت از سهميه اش از بيت المال ، که مي خواست با آن خدمتکاری برای اهل و عيال خود تهيه کند. در اين موقع در مسجد جامع که مالامال از جمعيت بود، عبيدالله بن عباس بپاخاست و مردم را به بيعت با حسن بن علی تشويق کرد. مردم با شوق و رغبت با امام حسن بيعت کردند. واين روز، همان روز وفات پدرش ، يعنی روز بيست و يکم رمضان سال چهلم از هجرت بود. مردم کوفه و مدائن و عراق و حجاز و يمن همه با ميل با حسن بن علی بيعت کردند جز معاويه که خواست از راهی ديگر برود و با او همان رفتاری پيش گيرد که باپدرش پيش گرفته بود. پس از بيعت مردم ، به ايراد خطبه ای پرداخت و مردم را به اطاعت اهل بيت پيغمبر (ص ) که يکی از دو يادگار گران وزن و در رديف قرآن کريم هستند تشويق فرمود، و آنها را از فريب شيطان و شيطان صفتان بر حذر داشت . باري ، روش زندگی  امام حسن (ع ) در دوران اقامتش در کوفه او را قبله نظر و محبوب دلها و مايه اميد کسان ساخته بود. حسن بن علی (ع ) شرايط رهبری را در خود جمع داشت زيرا اولا فرزند رسول خدا (ص ) بود و دوستی او يکی از شرايط ايمان بود، ديگر آنکه لازمه بيعت با او اين بود که از او فرمانبرداری کنند. امام (ع ) کارها را نظم داد و واليان برای شهرها تعيين فرمود و انتظام امور را بدست گرفت . اما زمانی نگذشت که مردم چون امام حسن (ع ) را مانند پدرش در اجرای عدالت و احکام و حدود اسلامی قاطع ديدند، عده زيادی ازافراد با نفوذ به توطئه های پنهانی دست زدند و حتی در نهان به معاويه نامه نوشتند و او را به حرکت به سوی کوفه تحريک نمودند، و ضمانت کردند که هرگاه سپاه او به اردوگاه حسن بن علی (ع ) نزديک شود، حسن را دست بسته تسليم او مي کنند يا ناگهان او را بکشند. خوارچ نيز بخاطر وحدت نظری که در دشمنی با حکومت هاشمی داشتند در اين توطئه ها با آنها همکاری کردند. در برابر اين عده منافق ، شيعيان علی (ع ) و جمعی از مهاجر و انصار بودند که به کوفه آمده و در آنجا سکونت اختيار کرده بودند. اين بزرگمردان مراتب اخلاص و صميميت خود را در همه مراحل - چه در آغاز بعد از بيعت و چه در زمانی که امام (ع ) دستور جهد داد ثابت کردند. امام حسن (ع ) وقتی  طغيان و عصيان معاويه را در برابر خود ديد يا نامه هايی  او را به اطاعت عدم توطئه و خونريزی فرا خواند ولی معاويه در جواب امام (ع ) تنها به اين امر استدلال می کرد که : من درحکومت از تو با سابقه تر و در ا ين امر آزموده تر و به سال از تو بزرگترم همين و ديگر هيچ ! گاه معاويه در نامه های  خود با اقرار به شايستگی امام حسن (ع ) می نوشت : " پس از من خلافت از آن توست زيرا تو از هر کس بدان سزاوار تری " و در آخرين جوابی که به فرستادگان امام حسن (ع ) داد اين بود که " برگردند، ميان ما و شما بجز شمشير نيست ". و بدين ترتبيب دشمنی  و سرکشی از طرف معاويه شروع شد و او بود که با امام زمانش گردنکشی آغاز کرد. معاويه با توطئه های زهرآگين و انتخاب موقع مناسب موقع مناسب و ايجاد روح اخلالگری و نفاق ، توفيق يافت . او با خريداری وجدانها پست و پراکندن انواع دروغ و انتشار روحيه يأس و در مردم سست ايمان ، را به نفع خود فراهم مي کرد و از سوی ديگر، همه سپاهايانش را به بسيج عمومی فراخواند. امام حسن (ع ) نيز تصميم خود را برای پاسخ به ستيزه جويی معاويه دنبال کرد و رسما اعلان جهاد داد. اگر در لشکر معاويه کسانی بودند که به طمع زر آمده بودند و مزدور دستگاه حکومت شام مي بودند، اما در لشکر امام حسن (ع ) چهره های تابناک شيعيانی  ديده مي شد مانند حجر بن عدي ، ابو ايوب انصاري ، و عدی بن حاتم ... که به تعبير امام (ع ) " يک تن از آنان افزون از يک لشکر بود ". اما در برابر اين بزرگان ، افراد سست عنصری نيز بودند که جنگ را با گريز جواب می دادند، و در نفاق افکنی  توانايی داشتند، و فريفته زر و زيور دنيا مي شدند. امام حسن (ع ) از آغاز اين ناهماهنگی بيمناک بود. مجموع نيروهای نظامی عراق را 350هزار نوشته اند. امام حسن (ع ) در مسجد جامع کوفه سخن گفت و سپاهيان را به عزيمت بسوی  " نخيله " تحريض فرمود. عدی بن خاتم نخسين کسی بود که پای در رکاب نهاد و فرمان امام را اطاعت کرد. بسياری کسان ديگر نيز از او پيروی کردند. امام حسن (ع ) عبيد الله بن عباس را که از خويشان امام و از نخستين افرادی بود که مردم را به بيعت امام تشويق کرد، با دوازده هزار نفر به " مسکن " که شمالی  ترين نقطه در عراق هاشمی  بود اعزام فرمود. اما وسوسه های معاويه او را تحت تأثير قرار داد و مطمئن ترين فرمانده امام را، معاويه در مقابل يک ميليون درم که نصفش را نقد پرداخت به اردوگاه خود کشاند. در نتيجه ، هشت هزار نفر از دوازده هزار نفر سپاهی نيز به دنبال او از به اردوگاه شتافتند و دين خود را به دنيا فروختند. پس از عبيد الله بن عباس ، نوبت فرماندهی به قيس بن سعد رسيد. لشکريان معاويه و منافقان با شايعه مقتول شدن او، روحيه سپاهيان امام حسن (ع ) را ضعيف نمودند. عده ای از کارگزاران معاويه که به (مدائن ) آمدند و با امام حسن (ع ) ملاقات کردند، نيز زمزمه پذيرش صلح را بوسيله امام (ع ) در بين مردم شايع کردند. از طرفی يکی از خوارج تروريست نيزه ای بر ران حضرت امام حسن زد. به حدی که استخوان ران آن حضرت آسيب ديد و جراحتی سخت در ران آن حضرت پديد آمد. بهر حال وضعی برای امام (ع ) پيش آمد که جز " صلح " با معاويه ، راه حل ديگری نماند. باري ، معاويه وقتی وضع را مساعد يافت ، امام حسن (ع ) پيشنهاد صلح کرد. امام حسن برای  مشورت با سپاهيان خود خطبه ای ايراد فرمود و آنها را به جانبازی و يا صلح - يکی  از اين دو راه تحريک و تشويق فرمود. عده زيادی خواهان صلح بودند. عده ای نيز با زخم زبان امام معصوم را آزردند. سرانجام پيشنهاد صلح معاويه مورد قبول امام حسن واقع شد، ولی اين فقط بدين منظور بود که او را در قيد و بند شرايط و تعهداتی  گرفتار سازد که معلوم بود کسی چون معاويه دير زمانی  پای بند آن تعهدات نخواهد ماند، و در آينده نزديکی آنها را يکی پس از ديگری  زير پای خواهد نهاد، و در نتيجه ، ماهيت ناپاک معاويه و عهد شکنی های او و عدم پای بندی او به دين و پيمان ، بر همه مردم آشکار خواهد شد. و نيز امام حسن (ع ) با پذيرش صلح از بردار کشی و خونريزی که هدف اصلی معاويه بود و مي خواست ريشه شيعه و شيعيان آل علی (ع ) را بهر قيمتی هست ، قطع کند، جلوگيری فرمود. بدين صورت چهره تابناک امام حسن (ع ) - همچنان که جد بزرگوار رسول الله (ص ) پيش بينی فرمود بود - بعنوان " مصلح اکبر" در افق اسلام نمودار شد. معاويه در پيشنهاد صلح هدفی جز ماديات محدود نداشت و مي خواست که بر حکومت استيلا يابد. اما امام حسن (ع ) بدين امر راضی نشد مگر بدين جهت که مکتب خود و اصول فکری خود را از انقراض محفوخ بدارد و شيعيان خود را از نابودی برهاند. از شرطهايی که در قرار داد صلح آمده بود اينهاست : معاويه موظف است درميان مردم به کتاب و خدا و سنت رسول خدا (ص ) و سيرت خلفای شايسته عمل کند و بعد از خود کسی را بعنوان خليفه تعيين ننمايد و مکری عليه امام حسن (ع ) و اولاد علی (ع ) و شيعيان آنها درهيچ جای کشور اسلامی نينديشد. و نيز سب و لعن بر علی (ع ) را موقوف دارد و ضرر و زيانی به هيج فرد مسلمانی نرساند. بر اين پيمان ، خدا و رسول خدا(ص ) و عده زيادی را شاهد گرفتند. معاويه به کوفه آمد با افراد تا قرارداد صلح در حضور امام حسن (ع ) اجرا شود و مسلمانان در جريان امر قرار گيرند. سيل جمعيت بسوی کوفه روان شد. ابتدا معاويه بر منبر آمد و سخنی چند گفت از جمله آنکه : " هان ای اهل کوفه مي پينداريد که به خاطر نماز و روزه و زکوة وحج با شما جنگيدم ؟ با اينکه مي دانسته ام شما به جنگ بر خواستم که بر شما حکمرانی  کنم و زمام امر شما را بدست گيرم ، و اينک خدا مرا بدين خواسته نايل آورد، هر چند شما خوش نداريد، اکنون بدانيد هر خونی که در اين فتنه بر زمين ريخته شود هدر است و هر عهدی که با کسی  بسته ام زير دوپای من است ". بدين طريق عهد نامه ای را که خود نوشته و پيشنهاد کرده و پای آنرا مهر نهاده بود زير هر دوپای خود نهاد و چه زود خود را رسوا کرد! سپس حسن بن علی (ع ) با شکوه و وقار امامت - چنانکه چشمها را خيره و حاضران رابه احترام وادار مي کرد- بر منبر بر آمد و خطبه تاريخی مهمی ايراد کرد. پس از حمد و ثنای خداوند جهان و درود فراوان بر رسول الله (ص ) چنين فرمود: " ...به سوگند خدا من اميد مي دارم که خيرخواه ترين خلق برای خلق باشم و سپاس و منت خدای را که کينه هيچ مسلمانی را به دل نگرفته ام و خواستار ناپسند وناروا برای  هيچ مسلمانی نيستم ..." سپس فرمود: " معاويه چنين پنداشته که من او را شايسته خلافت ديده ام و خود را شايسته نديده ام . او دروغ می گويد. ما در کتاب خدای عز و جل و به قضاوت پيامبرش از همه کس به حکومت اوليتريم و لحظه ای  که رسول خدا وفات يافت همواره مورد ظلم و ستم قرار گرفته ايم ". آنگاه به جريان غدير خم و غصب خلافت پدرش علی (ع ) و انحراف خلافت از مسير حقيقي اش اشاره کرد و فرمود: " اين انحراف سبب شد که بردگان آزاد شده و فرزندانشان - يعنی معاويه و يارانش - نيز در خلافت طمع کردند ". چون معاويه در سخنان خود به علی (ع ) ناسزا گفت ، حضرت امام حسن (ع ) پس از معرفی خود و برتری نسب و حسب خود و بر معاويه نفرين فرستاد و عده زيادی از مسلمانان در حضور معاويه آمين گفتند. و ما نيز آمين مي گوييم . اما حسن (ع ) پس از چند روزی آماده حرکت به مدينه شد. معاويه به اين ترتيب خلافت اسلامی را در زير تسلط خود آورده وارد عراق شد، و در سخنرانی عمومی رسمي ، شرايط صلح را زير پا نهاد و از هر راه ممکن استفاده کرد، و سخت ترين فشار و شکنجه را بر اهل بيت و شيعيان ايشان روا داشت . امام حسن (ع ) در تمام مدت امامت خود که ده سال طول کشيد، در نهايت شدت و اختناق زندگی کرد و هيچگونه امنيتی نداشت ، حتی  در خانه نيز در آرامش نبود. سر انجام در سال پنجاهم هجری به تحريک معاويه بدست همسر خود (جعده ) مسموم و شهيد و در بقيع مدفون شد .

همسران و فرزندان امام حسن (ع )
دشمنان و تاريخ نويسان خود فروخته و مغرض در مورد تعداد همسران امام حسن (ع ) داستانها پرداخته و حتی دوستان ساده دل سخنانی بهم بافته اند. اما آنچه تاريخ های صحيح نگاشته اند همسران امام (ع ) عبارتند از: " ام الحق " دختر طلحه بن عبيد الله - " حفصه " دختر عبد الرحمن بن ابی بکر - " هند " دختر سهيل بن عمد و " جعده " دختر اشعث بن قيس . بياد نداريم که تعداد همسران حضرت در طول زندگيش از هشت يا ده به اختلاف دو روايت تجاوز کرده باشند. با اين توجه که " ام ولد" هايش هم داخل در همين عددند. " ام ولد " کنيزی است که از صاحب خود دارای فرزند مي شود و همين امر موجب آزادی  او پس از مرگ صاحبش مي باشد . فرزند آن حضرت از دختر و پسر 15نفر بوده اند بنامهاي : زيد، حسن ، عمرو، قاسم ، عبد الله ، عبد الرحمن ، حسن اثرم ، طلحه ، ام الحسن ، ام الحسين ، فاطمه ، ام سلمه ، رقيه ، ام عبد الله ، و فاطمه . و نسل او فقط از دو پسرش حسن و زيد باقی  ماند و از غير اين دو انتساب با آن حضرت درست نيست .


برچسب‌ها: سیاسی مذهبی
+ نوشته شده در  14 Jul 2014ساعت 11:40 AM  توسط   | 

برنامه‌های پنهانی آمریکا برای کاهش جمعیت دنیا

برنامه «راز» یکشنبه ۱۵ تیرماه با موضوع «جمعیت» و با حضور حجت‌الاسلام سقای بی‌ریا، عضو هیات علمی موسسه امام خمینی(ره) و محمدجواد محمودی، سردبیر فصلنامه جمعیت و عضو هیات علمی وزارت علوم برگزار شد.
به گزارش فرهنگ نیوز ، برنامه «راز» یکشنبه 15 تیرماه با موضوع «جمعیت» و با حضور حجت‌الاسلام سقای بی‌ریا، عضو هیات علمی موسسه امام خمینی(ره) و محمدجواد محمودی، سردبیر فصلنامه جمعیت و عضو هیات علمی وزارت علوم برگزار شد.
 
طالب‌زاده، تهیه‌کننده برنامه «راز» در ابتدای این برنامه با طرح سوالی از حجت الاسلام سقای بی‌ریا خواست تا در مورد نگاه شرع اسلام به موضوع افزایش جمعیت توضیحاتی دهید. بی‌ریا در پاسخ به او گفت:‌ اتفاقا چون در ماه مبارک و نزول قرآن هستیم، خوب است بیاندیشیم به اینکه  آفرینش انسان در قرآن چطور مورد تحلیل قرار گرفته است. همه می‌دانیم که خدای متعال وقتی انسان را آفرید، فرمود «فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ».
 
وی افزود: مسئله جمعیت از نگاه ارزشی با مسئله آفرینش انسان ارتباط پیدا می‌کند. «إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأَرْضِ خَلِیفَةً» یعنی نظامی که خدا در این جهان قرار داده برای انسان و انسانها است. اول حضرت آدم و زوج او خلق شدند و خدای متعال زنان و مردان بسیاری را از این مادر و پدر آفرید. از قرآن می‌توانیم ارزش مسئله فرزندپروری و داشتن فرزند صالح را کاملا استنباط و استفاده کنیم.
 
عضو هیات علمی موسسه امام خمینی(ره) تصریح کرد: روایات زیادی درباره افزایش جمعیت هست. روایتی از حضرت رسول(ص) وجود دارد که خیلی زیبا هم هست. می‌فرمایند وقتی یک فرزند در اسلام به دنیا بیاید از آنچه که خورشید بر او می‌تابد با فضیلت‌تر است. این اصل فضیلت و فطرت خود ما هم صرف نظر از موقعیت‌های بیرونی، گرایش به مسئله جمعیت و داشتن فرزند و ذریه که در قرآن به عنوان ذریه طیبه ذکر شده، بسیار مطلوب است. ارزشی که اسلام برای آفرینش انسان و برای پدید‌آوردن انسان در نظر گرفته است و به دنبال آن مسئله کرامت پدر و مادر که جایگاه بلندی در قرآن دارد، حاکی از اهمیت نسل و فرزندآوری است.
 
در ادامه محمدجواد محمودی، سردبیر فصلنامه جمعیت و عضو هیات علمی وزارت علوم گفت: درست است که ما یک موجی را در جامعه در مورد این مسئله شروع کردیم ولی این حاصل مطالعات و تحقیقاتی بوده است که کلیه جمعیت‌شناسان کشور از حدود 1 دهه پیش آغاز کردند و انجام دادند. تقریبا همه به این نتیجه رسیدند که سیاستهای جمعیتی در کشور باید مورد تجدید نظر قرار گیرد. علت آن هم کاهش باروری در کشور از حدود 2 دهه گذشته است. یعنی از سال 67 که ما 6.5 فرزند به ازای هر زن داشتیم، الان رسیدیم به حدود 1.7 فرزند برای هر زن. این نتیجه مطالعات کلیه جمعیت‌شناسان، اقتصادانان، روانشناسان و جامعه شناسان ما را به یک نتیجه مشترک رسانده است. سعی ما این بود که از آمارهای مستند و مستدل استفاده کنیم تا نتایج دقیقی به دست بیاوریم. آمارهایی که منتشر کردیم بر مبنای آمارهای رسمی کشور و سازمان ثبت احوال و مرکز آمار ایران بود. برای تکمیل آنها نیز از آمارهای بین‌المللی استفاده کردیم. آمارهای بین ‌المللی هم کاهش باروری در ایران را تصدیق می‌کنند.
 
وی افزود: من ابتدا می‌خواهم در اینباره  حرف بزنم که چرا جمعیت مهم است. بعد می‌رویم سراغ آمار و ارقام و بحث‌های پشت پرده جمعیت که تقریبا در هیچ برنامه جمعیتی فرصت بازگوییش پیش نیامده است. بر اساس گزارش توسعه انسانی که توسط سازمان ملل منتشر می‌شود (این گزارش انسانها را با 3 معیار رتبه بندی می‌کند: امید به زندگی – افزایش سرانه مالی تبدیل شده به قدرت خرید برابری دلار – آموزش و سوادآموزی ) تم اصلی شاخص توسعه مردان و زنان، ثروت واقعی هر ملتی را تشکیل می‌دهند. این حداقل شعار جهانی است که هر سال توسط سازمان ملل ارائه می‌شود.
 
سردبیر فصلنامه جمعیت و عضو هیات علمی وزارت علوم خاطرنشان کرد: از نظر نظریه پردازان توسعه منابع انسانی پایه اصلی ثروت ملتها را تشکیل می‌دهد. یعنی عوامل تولید را اگر سرمایه، زمین، تکنولوژی و نیروی انسانی در نظر بگیریم، منابع انسانی پایه اصلی است و منابع طبیعی عوامل تبعی هستند. انسانها هستند که سرمایه‌ها را متراکم می‌کنند و مورد استفاده قرار می‌دهند. ممکن است برخی کشورهای منابع داشته باشند ولی نتوانند از آنها استفاده کنند. بنابراین هنر نیروی انسانی است که بتواند عوامل تولید و زمین و زمانه را متراکم و تبدیل کند و مورد استفاده قرار دهد.
 
محمودی تصریح کرد: ما باید بتوانیم از نیروی انسانی  استفاده کنیم. باید سازمان نیروی انسانی را بسازیم تا به رشد و توسعه اقتصادی و پیشرفت در جامعه برسیم. کشوری که نتواند از مهارت‌ها و دانش مردمش استفاده کند و آنها را توسعه دهد و به نحو موثری استفاده کند، قادر نیست که هیچ چیز دیگری را توسعه بخشد.
 
در ادامه نادر طالب‌زاده از بی‌ریا پرسید:‌ در حال حاضر چه موضوعاتی در خصوص جمعیت پیش آمده است که حساسیت زا و هشدار دهنده است و علما نسبت به آن تذکر داده‌اند؟
 
بی‌ریا در پاسخ گفت: متاسفانه کشور ما دارد به سمت کاهش موالید و پیر شدن جمعیت پیش می‌رود. اگر در کشور ما بیش از 50 درصد جمعیت به سن پیری برسند و آن پیش‌بینی‌هایی که در مورد سال  1415 شده، اتفاق بی‌افتد دیگر چاره‌ای برای ما باقی نمی‌ماند چون با یک کشور پیر مواجهیم که نه توانمندی این را دارد که از خودش دفاع کند و نه آن ذهن، فعالیت و نشاط لازم را دارد که بتواند اقتصاد خوبی داشته باشد. این پایان غم‌انگیزی برای یک ملت است. ما باید این موضوع را درک کنیم. اگر مردم متوجه این موضوع مهم شوند، خیلی از مشکلات ما شود. ما با این اتفاق غم‌انگیز تنها 20 یا 30 سال دیگر فاصله داریم. برخی آن را دور تلقی می‌کنند در حالی که این اتفاق خیلی زود فرا می‌رسد. این مثل پیش‌بینی یک سیل و طوفان است. اما هنوز بادی هم نمی‌وزد و خبری از این سیل و طوفان نیست.
 
محمودی در ادامه گفت: فضای بین‌المللی در جهت کاهش جمعیت اکثر کشورهای دنیا حرکت می‎کند. در حال حاضر ما بحث عدم تعادل را داریم و باید تعادل در سیاست را داشته باشیم. بسیاری از کشورها در حالت عدم تعادل قرار دارند. کشورهای درحال توسعه رشد بی‌رویه داشتند و کشورهای توسعه یافته با سالخوردگی جمعیت مواجه شدند.
 
وی افزود:  تغییرات جمعیتی علاوه بر اینکه از عوامل جمعیتی ناشی می‌شود از بسیاری از عوامل اجتماعی و فرهنگی که به مرور زمان و در مسیر تحول کشورها رخ می‌دهد تاثیر می‌پذیرد. بنابراین هدف سیاست جمعیتی، حفظ  تعادل پویا جمعیت است. تغییر جمعیت باید به طور مداوم بررسی شود. ما در حال حاضر به رشدجمعیت زیرحد جانشینی رسیدیم. هر کشوری به این نقطه برسد جمعیتش به سمت صفر شدن حرکت می‌کند. اگر این حرکت ادامه داشته باشد ممکن است شاهد منفی شدن رشد جمعیت و کاهش قدر مطلق باشیم. ما الان با کاهش باروری مواجه شدیم نه کاهش جمعیت.
 
سردبیر فصلنامه جمعیت و عضو هیات علمی وزارت علوم گفت: اگر روند کاهش جمعیت در ایران با همان شیبی که داشت، ادامه پیدا می‌کرد، سناریو  حد پائین جمعیت سازمان ملل برای ما تحقق پیدا می‌کرد و در سال 1480 جمعیت ایران به 31 میلیون نفر می‌رسید. سازمان ملل در سه سناریو جمعیتی که برای ایران در نظر گرفته بود جمعیت ایران را در حد بالا 105 میلیون، حد متوسط 60 میلیون و حد پایین 30 میلیون برآورد کرده بود. البته سازمان ملل در آمارهای خود تجدید نظری انجام داده است.
 
محمودی خاطرنشان کرد: کاهش جمعیت باعث به وجود آمدن چالش جمعیتی می‌شود. در این چالش تجدید نسل ما با مشکل مواجه می‌شود. تجدید نسل یعنی میزان دختری که یک مادر به جای می‌گذارد. اگر دو فرزند داشته باشیم مادر کمی پائین تر از یک دختر به جای خود می‌گذارد. الان متوسط تعداد فرزندان یک و هفت دهم است که در نتیجه تجدید نسل در حدود هشت دهم می‌شود و این یعنی جمعیت نمی‌تواند در نسل‌های بعدی خودش را جایگزین کند. آمارها نشان می‌داد اگر کاهش جمعیت ما با همان روند قبل ادامه پیدا می‌کرد نرخ رشد جمعیت ما به صفر می‌رسید و پس از آن قدر مطلق جمعیت ما شروع به کاهش می‌کرد.
 
وی اضافه کرد: کاهش نیروی در سن کار، سالمندی جمعیت، افزایش مهاجرت‌های بین‌المللی و تغییر هویتی از جمله چالش‌های کاهش جمعیت هستند.
تصمیم به کاهش جمعیت دنیا توسط آمریکا در سال 1974 گرفته شده است. اولین بار در دولت نیکسون به هنری کسینجر دستور دادند که این برنامه پیاده شود. این تصمیم در سال 1989 از طبقه‌بندی بیرون آمد. هدف اصلی این است که در کلیه کشورهای دنیا که آمریکا احساس می‌کند هم منابع غنی دارند و هم نباید جمعیتشان زیاد شود طرح کاهش جمعیت اجرا شود. به این موضوع جنگ جمعیتی گفته می‌شود. بحث جنگ جمعیتی به این معنا است که نباید در کشور مقابل انسانی به دنیا بیاید که باعث شود آن فرزند تبدیل به یک نیروی توانمند شود. مخصوصا در آن زمان که بحث کمونیست در بین جوانان داغ بود آمریکایی ها از لفظ کارگر استفاده می‌کردند. در آن زمان خطر اصلی کمونیست بود ولی الان خطر اصلی اسلامگرایی است. بنابراین کشورهای اسلامی نباید به سمت تولید فرزند بروند.
 
سردبیر فصلنامه جمعیت و عضو هیات علمی وزارت علوم گفت: بنیاد راک فلر، بنیاد فورد، آژانس همکاری های بین المللی آمریکا که قدرت اصلی در دستشان است و اسناد بالا دستی را تنظیم می‌کنند و مسئول حفظ منافع سرمایه داری در دنیا هستند همه سیاست‌هایشان مبنی بر عقیم سازی مردم دنیا است. آنها تحت عناوین بشر دوستانه حقوق بشر، حمایت از زنان، از بین بردن فقر، بهداشت و تغذیه خوب وارد کشورها می‌شوند و به واسطه سازمان‌های بین المللی سیاست‌های کنترل جمعیت را پیاده می‌کنند.
 
محمودی اضافه کرد: برژینسکی، سیاستمدار کهنه‌کار جمله معروفی در مقابله با ایران دارد. او می‌گوید از فکر کردن برای حمله پیش دستانه به تاسیسات هسته‌ای ایران اجتناب کنید، گفت‌وگوها با تهران را حفظ کنید و بازی طولانی مدتی را با ایران شروع کنید زیرا آمارهای جمعیتی نشان می‌دهد که اوضاع در طولانی مدت به نفع رژیم حاکم بر ایران نیست.
 
وی خاطرنشان کرد: آمریکا این بازی طولانی مدت را با شوروی سابق هم انجام داد. الان روسیه به شدت مایل به سیاست‌های افزایش جمعیت است. آنها مشوق‌های سنگین به خانواده‌ها پرداخت می‌کنند. یکی از شعارهای انتخاباتی پوتین نیز همین بود. در آنجا جمعیت بقدری رو به کاهش است که در اوکراین همین الان قدر مطلق جمعیت رو به کاهش است. الان حتی در روسیه دنبال این هستند که خارج از الگوی خانواده زنها و مردها به دنبال فرزندآوری باشند.
 
سردبیر فصلنامه جمعیت و عضو هیات علمی وزارت علوم با اشاره معایب کاهش جمعیت گفت: با تغییر الگوی سنی جامعه و ازدیاد افراد مسن در جامعه، جمعیت محافظه‌کار و مصرف کننده می‌شود و تولیدکنندگان کم می‌شوند. با چنین تغییراتی آمریکا می‌تواند در مذاکره هرآنچه را که می‌خواهد به دست بیاورد. حتی اگر پرونده هسته‌ای تمام شود یک پرونده دیگر مثل پرونده حقوق بشری روی میز می‌آید.
 
محمودی تصریح کرد: در نشست بیلدربرگ که نشستی از افراد دارای ثروت و قدرت جهان است تصمیم گرفته می‌شود که در خاورمیانه جنگ برپا شود. آنها معتقدند جمعیت جهان زیاد شده است و تنها جنگ می‌تواند این معضل را برطرف کند. در هرجای جهان افراد را به جان هم می‌اندازند و اسلحه به دستشان می‌دهند. آنها می‌گویند جمعیت جهان باید به یک تا دو میلیارد نفر برسد تا بتوانند قدرت را در دست بگیرند. این تصمیم آنها به این دلیل است که در 200 سال اخیر یکی از محورهای رشد اقتصادی کشورها رشد جمعیت آنها بوده است.
 
وی اضافه کرد: یکی دیگر از محورها نیز رشد تولید سرانه است که برای ایران هم تجویز می‌شود. آمریکا نمی‌خواهد بپذیرد که ایرانی در منطقه خاورمیانه باشد که خودش منابعش را در دست گیرد. آنها چون وجود ما را نمی‌پذیرند می‌خواهند رشد اقتصادی ما را کاهش دهند و به همین دلیل جلوی رشد جمعیت ما را می‌گیرند.
 
حجت‌الاسلام بی‌ریا در ادامه گفت: زمانی که آمریکایی ها به عراق حمله کردند در رسانه‌ها تصاویری که دوست داشتن را پخش کردند. سربازان آمریکایی به خانه‌ای می‌روند و با لگد درب را می‌شکنند و وحشت ایجاد می‌کنند. چرا این کار را می‌کنند. وقتی مطالعه می‌کنند، می بینند این‌ها یک تئوری دارند که اگر می‌خواهید عقاید یک کشور را تغییر دهید باید وحشت ایجاد کنید،‌ باید از مکانیزم ترور و وحشت استفاده کنید تا ذهن مردم پاک شود تا بتوان عقاید جدید را به آن‌ها منتقل کرد. این سوال مطرح است که اگر ما به سمت سقوط می‌رفتیم چرا این سازمان‌های بین‌المللی که در سازمان ملل فعال هستند اشاره ای به کاهش جمعیت ما نکردند تا کار به جایی کشد که خود این‌ها اذعان می‌کنند که کاری به ایران نداشته باشید، خودشان سقوط می‌کنند. معلوم است که خیر ما را نمی‌خواهند، این بدبینی نیست. اتفاقا بصیرت است که ما گول حرف‌های آن‌ها را نخوریم.
 
طالب زاده در ادامه گفت: نکته عجیبی که که کسی به آن دقت نمی‌کند این است که از سال 1979 تا به امروز آمریکا 100 میلیون نفر افزایش پیدا کرده است و هیچکس هم درباره آن صحبت نمی‌کند. افزایش جمعیت آنها بومی هم نیست بلکه همه مهاجر هستند. یک زمانی در نیویورک دور تا دورش در مترو همه انگلیسی صحبت می‌کردند و همه آمریکایی بودند، اما امروز همه خارجی هستند. همه تاکسی‌های شهر نیویورک پاکستانی و هندی و در اصل مهاجر هستند. این 100 میلیون افزایش در آمریکا صورت گرفته است. خیلی جالب است که برای ما نسخه می‌پیچند و می‌خواهند جمعیت ما را مهار کنند.
 
وی افزود: خود رژیم صهیونیستی می‌گوید که جمعیت ایران را باید مهار کرد. اما برای خودشان اتفاقی دیگر افتاده است. در برنامه «راز» ما میزبان گرت پرتر بودیم که در مورد مسائل هسته‌ای ایران کتابی نوشته بودند با عنوان بحران ساختگی، از او پرسیدم شما متوجه هستید که کشور خودتان در طول این 30 سال 100 میلیون افزایش جمعیت داشته است؟ انسان محققی مانند او چون تبلیغات هیچ چیزی نمی‌گوید روی این مسئله متمرکز نشده است. همه این 100 میلیون مهاجر هستند، 30 تا 40 میلیون مکزیکی و بقیه از کشورهای روسیه، خاور دور و... . بعد ما 3 میلیون مهاجر افغانستانی داریم که به آن‌ها شناسنامه نمی‌دهیم. 
 
تهیه‌کننده «راز» اضافه کرد: این هم یک مسئله است که نیروهای افغانستانی در ایران را شناسنامه نمی‌دهیم ولی از آن طرف  آمریکا 100میلیون مهاجر پذیرفته است. وقتی رقیب ما هر روز دارد مهاجر را به راحتی می‌پذیرد و بی سر و صدا 110 میلیون مهاجر آورده است، بدون اینکه جلد مجله‌ای کرده باشد یا اینکه حتی گزارشی رفته باشد، مشخص است که این استراتژی جمعیت از آن دسته از کارهای پنهانی آمریکایی‌ها است. چراکه آمارش مشخص است که 1979 چقدر جمعیت داشتند و حالا در 2014 چه تعداد جمعیت دارند. کارشناسان و فیلسوفان خودشان هم متوجه این نیستند که این چگونه سیاستی است؟
 
محمودی در ادامه گفت: همین الان در کشور آمریکا نرخ باروری خیلی زیاد است. در سند مطالعات آمریکا آمده است که تنها کشورهای مخالف‌ منافع ما باید جمعیتشان کم شود و کشورهایی که با ما در یک جبهه هستند باید جمعیتشان زیاد شود. آنها از همه عوامل و حربه‌ها استفاده می‌کنند، حتی تشویق مادی هم می‌کنند. در استرالیا هر فرزندی که به دنیا بیاید،‌ 4 هزار دلار پرداخت می‌کنند، بدون اینکه از فرد بپرسند ثروتمند است یا فقیر، بلکه تنها باید فرد تشویق شود. در مالزی این اتفاق دارد رخ می‌دهد. در ترکیه، روسیه، کانادا و... ماهانه تا 18 سالگی فرزند یارانه پرداخت می‌کنند. همه جا دارند تشویق می‌کنند، اما سوال اینجاست چرا برای ما، ایرانی که در دنیا معروف است از لحاظ داشتن منابع،‌ جمعیت جوان و تکنولوژی مشکلی ندارد که جمعیتمان کم شود. ما حتی پول وارد کردن تکنولوژی را هم داریم و همه شرایط برای ما فراهم است برای افزایش جمعیت اما همه دنیا دلسوز ما شده‌اند و می‌گویند اگر افزایش جمعیت داشته باشید به فقر، بیکاری و بهداشت نامناسب دچار می‌شوید. چرا فقط برای جمعیت ما نسخه می‌پیچند.
 
حجت‌الاسلام در ادامه گفت: آمریکا یک کشور مهاجر پذیر است، الان هم اینگونه است. آنها طراحی‌های دقیقی کردند تا افرادی که به این کشور مهاجرت کردند شبیه آمریکایی‌ها شوند. یعنی کارهای دسته دوم، سوم، چهارم را به مهاجرین می‌دهند و خود آمریکایی‌ها مدیریت می‌کنند. وقتی به یک شرکت  تجاری در آمریکا مراجعه کنید مواجه می‌شوید با کارمندان مهاجر اما رئیس آمریکایی است. این ها دوسناریو برای مهاجرین دارند، سناریوی سوپ و سناریوی سالاد. می‌گویند آن کسی که به آمریکا می‌آید یا مانند محتوای سوپ است که با همه یک شکل می‌شود یا مانند سالاد است که در عین حفظ هویت با آن‌ها است.
 
وی افزود: در مورد مردم دنیا نیز آمریکایی‌ها یک چنین سناریویی را دارند. یا می‌گویند مردم دنیا با ما هستند یا بر علیه ما هستند، همان حرفی که بوش زد. در دنیا آن‌هایی که علیه آمریکا هستند از راه‌های مختلف مانند جنگ یا کاهش جمعیت باید از بین بروند. مسلمانان نیز یا دینشان را کنار می‌گذارند و آمریکا را می‌پذیرند و عضوی از سوپ می‌شوند یا اگر نمی‌پذیرند، حداقل سالاد می‌شوند یعنی یک بخشی از سالاد آمریکایی می‌شوند و به عنوان مسلمانان معتدل پذیرفته می‌شوند. آنها می‌گویند یک سالادی درست کنیم از مسلمانان دنیا که این سالاد آمریکایی است، منتها این‌ها دلشان خوش است که دینشان را حفظ کرده‌اند. این نقشه کلی آمریکا در تمام دنیا است، حالا در کشور خودشان هم به خوبی این کار را انجام می‌دهند و گواه آن 100 میلون جمعیتی که در طول سی سال  به آمریکا برده‌اند.
 
محمودی در ادامه گفت: اگر جمعیت زیاد شود، خود به خود می‌تواند از پس مشکلات خودش بر بیاید. جمعیت هرچه کم‌تر شود مشکلات زیاد می‌شود. سازمان‌های بالادستی از سازمان‌های بین‌المللی به عنوان ابزار استفاده می‌کنند که مهم ترین آن دفتر یونیسف است. دفتر جمعیت سازمان ملل ماموریت پیدا کرد تا به سمت کاهش جمعیت دنیا برود.
 
وی خاطرنشان کرد: در دهه گذشته سه نفر از افراد شاخص کشورمان از دفتر صندوق سازمان ملل جایزه گرفتند به خاطر این که این افراد برنامه عملی کنفرانس ژنو را به خوبی اجرا کردند. یکی از این افراد در مصاحبه‌ای در مراسم اعطای جایزه می‌گوید یکی از دلایل موفقیت ما در کاهش باروری در ایران این بوده که توانستیم مراجع مذهبی را به میدان بیاوریم و از آنها فتوا بگیریم که کاهش جمعیت را انجام دهیم و از انواع وسایل جلوگیری از بارداری استفاده کنیم.
 
سردبیر فصلنامه جمعیت و عضو هیات علمی وزارت علوم ادامه داد: بنابراین یکی از دلایلی که درچند سال قبل از انقلاب سیاست‌های کنترل جمعیت نتوانست مطابق انتظار آن کشورها موفقیت آمیز عمل کند این بود که مراجع مذهبی به میدان نیامدند.
 
محمودی  با بیان این که علت اصلی اهدای جوایز به خاطر این مساله بود، گفت: آمارهایی سازمان ملل درباره کاهش جمعیت و موفقیت در کنترل جمعیت در ایران مطرح می‌کند تا ایران را به عنوان الگو مطرح کند لذا اکنون که بحث تجدید نظر مطرح می‌شود، می‌گویند ما در ارائه آمار اشتباه کردیم.
 
وی اضافه کرد: این که چرا نهادهای بین‌المللی این تلقی را از ایران دارند به خاطر برنامه‌ا‌ی است که در کنفرانس کنترل جمعیتی در قاهره  تدوین کردند و تلاش دارند تا 2105 این برنامه را تمدید کنند.
 
سردبیر فصلنامه جمعیت و عضو هیات علمی وزارت علوم گفت: عنصر اصلی در این برنامه کنترل، زنان هستند. همچنین برخی از اهداف مهم این کنفرانس برابری و عدالت جنسی و تواناسازی زنان، محو خشونت علیه زنان، ایجاد خدمات تنظیم خانواده و بهداشت برای همگان  بود که فی‌نفسه بد نیست اما نباید استفاده ابزاری از آن شود بنابراین تا سال 2015 باید کاری کنند که بیشترین خدمات کنترل جمعیتی و تنظیم خانوده در دنیا انجام شود.
 
محمودی تصریح کرد: در راستای همین سیاست آنها، از جمعیت شناسانی که در این جهت کمک کردند، حمایت می‌کنند. در سند اولیه این کنفرانس می‌گوید باید دانشمندان جوان سکولار تربیت کنیم تا بتوانیم به وسیله آنها برنامه را اجرا کنیم.
 
وی اضافه کرد: ما در حال تدوین سیاستهای دوباره افزایش جمعیت در مجلس هستیم. یک اتفاق دیگری که برای پیش‌بینی ایران افتاده این است که در سال 2012 پیش‌بینی شده بود که جمعیت ایران 31 میلیون نفر برسد که خوشبختانه به این آمار نرسیدیم. البته کاهش باروری‌ انجام شده است و باید کاری کنیم که این دوباره تجدید شود.
 
سردبیر فصلنامه جمعیت و عضو هیات علمی وزارت علوم افزود: پس از سال 2010 که این پیش‌بینی را دادند از نهادهای داخلی آمار خلافی به سازمان ملل ارائه دادند و پس از تصحیح، سازمان ملل در سال 2012 آمار خود را تجدید نظر کرد. ما نباید به نهادهایی مثل یونیسف و غیره میدان بدهیم که آمار خلافی به غیر از آمار رسمی ارائه بدهند و بگویند در ایران هیچ اتفاقی نیفتاده است.
 
محمودی گفت: باید روابط ما با سازمان ملل طبق ساختار تعریف شده باشد و نباید از آن تخطی شود و آمار کشورمان پیش از آنکه به مسئولین برسد از سوی سازمان ملل ارائه شود.
 
حجت الاسلام سقای بی‌ریا در ادامه برنامه گفت: نکته بسیار مهمی که باید به آن توجه شود این است که فرزندآوری کار آسانی نیست و با یک قانونی در مجلس  یا اقدامی از سوی نهادهای فرهنگی به ثمر نمی‌رسد بلکه تکلیفی است که زحمت هم دارد. مرکز مسئله جمعیت و فررزندآوری زنان هستند که تمام بار و مشکلات سنگین آن را برعهده دارند. وزارت بهداشت و مسئولان بهداشتی باید بسیار تلاش کنند و مسائل را بسیار خوب به سرانجام برسانند و خدمات را به نحو احسن به مردم ارائه بدهند. دولت هم وظیفه دارد این کار را انجام دهد.
 
وی افزود: به موضوع افزایش جمعیت به عنوان یک تکلیف، یک وظیفه ملی و دینی و نه یک وظیفه فردی و شخصی باید نگاه شود. رویکرد ما در باره مسئله جمعیت بسیار مهم است. باید تکلیف مداری باشد. فرزند آوری به تک تک افراد جامعه واجب است و نباید از آن سرپیچی کنیم.
 
در ادامه برنامه بخشی از سخنرانی مقام معظم رهبری با موضوع فرزندآوری در سال 91 پخش شد.
 
محمد جواد محمودی عضو هیئت علمی وزارت علوم گفت: پاشنه آشیل اصلی ما خانواده است. ما هر چقدر که بتوانیم باید به خانواده کمک کنیم تا به فرزندآوری در جامعه کمک کنیم.برخی از اقدامات کشورهای مختلف در جهت افزایش جمعیت در دنیا شامل: پاداش و کمک نقدی به خانواده‌ها، تخصیص مزایای نقدی و یا غیرنقدی به خانواده‌ها، تخفیف مالیاتی،‌ اجازه مرخصی زایمان و بازگشت دوباره به کار، اجازه مرخصی به پدران،‌ اجازه مرخصی به والدین  که مکمل مرخصی بوده است.
 
محمودی اضافه کرد: ما برای اقشار متوسط به پایین نیازی به تشویق فرزند بیشتر نداریم بلکه باید کمک کنیم تا بتوانند از عهده تربیت فرزندانشان برآیند.
من درخواست می‌کنم هر چه سریعتر سیاستهای بهبود جمعیتی در نظر گرفته شود.
انتهای پیام
 
 
     
  •        

 


برچسب‌ها: سیاسی اجتماعی
+ نوشته شده در  9 Jul 2014ساعت 1:36 PM  توسط   | 

برنامه‌های پنهانی آمریکا برای کاهش جمعیت دنیا

برنامه «راز» یکشنبه ۱۵ تیرماه با موضوع «جمعیت» و با حضور حجت‌الاسلام سقای بی‌ریا، عضو هیات علمی موسسه امام خمینی(ره) و محمدجواد محمودی، سردبیر فصلنامه جمعیت و عضو هیات علمی وزارت علوم برگزار شد.
به گزارش فرهنگ نیوز ، برنامه «راز» یکشنبه 15 تیرماه با موضوع «جمعیت» و با حضور حجت‌الاسلام سقای بی‌ریا، عضو هیات علمی موسسه امام خمینی(ره) و محمدجواد محمودی، سردبیر فصلنامه جمعیت و عضو هیات علمی وزارت علوم برگزار شد.
 
طالب‌زاده، تهیه‌کننده برنامه «راز» در ابتدای این برنامه با طرح سوالی از حجت الاسلام سقای بی‌ریا خواست تا در مورد نگاه شرع اسلام به موضوع افزایش جمعیت توضیحاتی دهید. بی‌ریا در پاسخ به او گفت:‌ اتفاقا چون در ماه مبارک و نزول قرآن هستیم، خوب است بیاندیشیم به اینکه  آفرینش انسان در قرآن چطور مورد تحلیل قرار گرفته است. همه می‌دانیم که خدای متعال وقتی انسان را آفرید، فرمود «فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ».
 
وی افزود: مسئله جمعیت از نگاه ارزشی با مسئله آفرینش انسان ارتباط پیدا می‌کند. «إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأَرْضِ خَلِیفَةً» یعنی نظامی که خدا در این جهان قرار داده برای انسان و انسانها است. اول حضرت آدم و زوج او خلق شدند و خدای متعال زنان و مردان بسیاری را از این مادر و پدر آفرید. از قرآن می‌توانیم ارزش مسئله فرزندپروری و داشتن فرزند صالح را کاملا استنباط و استفاده کنیم.
 
عضو هیات علمی موسسه امام خمینی(ره) تصریح کرد: روایات زیادی درباره افزایش جمعیت هست. روایتی از حضرت رسول(ص) وجود دارد که خیلی زیبا هم هست. می‌فرمایند وقتی یک فرزند در اسلام به دنیا بیاید از آنچه که خورشید بر او می‌تابد با فضیلت‌تر است. این اصل فضیلت و فطرت خود ما هم صرف نظر از موقعیت‌های بیرونی، گرایش به مسئله جمعیت و داشتن فرزند و ذریه که در قرآن به عنوان ذریه طیبه ذکر شده، بسیار مطلوب است. ارزشی که اسلام برای آفرینش انسان و برای پدید‌آوردن انسان در نظر گرفته است و به دنبال آن مسئله کرامت پدر و مادر که جایگاه بلندی در قرآن دارد، حاکی از اهمیت نسل و فرزندآوری است.
 
در ادامه محمدجواد محمودی، سردبیر فصلنامه جمعیت و عضو هیات علمی وزارت علوم گفت: درست است که ما یک موجی را در جامعه در مورد این مسئله شروع کردیم ولی این حاصل مطالعات و تحقیقاتی بوده است که کلیه جمعیت‌شناسان کشور از حدود 1 دهه پیش آغاز کردند و انجام دادند. تقریبا همه به این نتیجه رسیدند که سیاستهای جمعیتی در کشور باید مورد تجدید نظر قرار گیرد. علت آن هم کاهش باروری در کشور از حدود 2 دهه گذشته است. یعنی از سال 67 که ما 6.5 فرزند به ازای هر زن داشتیم، الان رسیدیم به حدود 1.7 فرزند برای هر زن. این نتیجه مطالعات کلیه جمعیت‌شناسان، اقتصادانان، روانشناسان و جامعه شناسان ما را به یک نتیجه مشترک رسانده است. سعی ما این بود که از آمارهای مستند و مستدل استفاده کنیم تا نتایج دقیقی به دست بیاوریم. آمارهایی که منتشر کردیم بر مبنای آمارهای رسمی کشور و سازمان ثبت احوال و مرکز آمار ایران بود. برای تکمیل آنها نیز از آمارهای بین‌المللی استفاده کردیم. آمارهای بین ‌المللی هم کاهش باروری در ایران را تصدیق می‌کنند.
وی افزود: من ابتدا می‌خواهم در اینباره  حرف بزنم که چرا جمعیت مهم است. بعد می‌رویم سراغ آمار و ارقام و بحث‌های پشت پرده جمعیت که تقریبا در هیچ برنامه جمعیتی فرصت بازگوییش پیش نیامده است. بر اساس گزارش توسعه انسانی که توسط سازمان ملل منتشر می‌شود (این گزارش انسانها را با 3 معیار رتبه بندی می‌کند: امید به زندگی – افزایش سرانه مالی تبدیل شده به قدرت خرید برابری دلار – آموزش و سوادآموزی ) تم اصلی شاخص توسعه مردان و زنان، ثروت واقعی هر ملتی را تشکیل می‌دهند. این حداقل شعار جهانی است که هر سال توسط سازمان ملل ارائه می‌شود.
 
سردبیر فصلنامه جمعیت و عضو هیات علمی وزارت علوم خاطرنشان کرد: از نظر نظریه پردازان توسعه منابع انسانی پایه اصلی ثروت ملتها را تشکیل می‌دهد. یعنی عوامل تولید را اگر سرمایه، زمین، تکنولوژی و نیروی انسانی در نظر بگیریم، منابع انسانی پایه اصلی است و منابع طبیعی عوامل تبعی هستند. انسانها هستند که سرمایه‌ها را متراکم می‌کنند و مورد استفاده قرار می‌دهند. ممکن است برخی کشورهای منابع داشته باشند ولی نتوانند از آنها استفاده کنند. بنابراین هنر نیروی انسانی است که بتواند عوامل تولید و زمین و زمانه را متراکم و تبدیل کند و مورد استفاده قرار دهد.
 
محمودی تصریح کرد: ما باید بتوانیم از نیروی انسانی  استفاده کنیم. باید سازمان نیروی انسانی را بسازیم تا به رشد و توسعه اقتصادی و پیشرفت در جامعه برسیم. کشوری که نتواند از مهارت‌ها و دانش مردمش استفاده کند و آنها را توسعه دهد و به نحو موثری استفاده کند، قادر نیست که هیچ چیز دیگری را توسعه بخشد.
 
در ادامه نادر طالب‌زاده از بی‌ریا پرسید:‌ در حال حاضر چه موضوعاتی در خصوص جمعیت پیش آمده است که حساسیت زا و هشدار دهنده است و علما نسبت به آن تذکر داده‌اند؟
 
بی‌ریا در پاسخ گفت: متاسفانه کشور ما دارد به سمت کاهش موالید و پیر شدن جمعیت پیش می‌رود. اگر در کشور ما بیش از 50 درصد جمعیت به سن پیری برسند و آن پیش‌بینی‌هایی که در مورد سال  1415 شده، اتفاق بی‌افتد دیگر چاره‌ای برای ما باقی نمی‌ماند چون با یک کشور پیر مواجهیم که نه توانمندی این را دارد که از خودش دفاع کند و نه آن ذهن، فعالیت و نشاط لازم را دارد که بتواند اقتصاد خوبی داشته باشد. این پایان غم‌انگیزی برای یک ملت است. ما باید این موضوع را درک کنیم. اگر مردم متوجه این موضوع مهم شوند، خیلی از مشکلات ما شود. ما با این اتفاق غم‌انگیز تنها 20 یا 30 سال دیگر فاصله داریم. برخی آن را دور تلقی می‌کنند در حالی که این اتفاق خیلی زود فرا می‌رسد. این مثل پیش‌بینی یک سیل و طوفان است. اما هنوز بادی هم نمی‌وزد و خبری از این سیل و طوفان نیست.
 
محمودی در ادامه گفت: فضای بین‌المللی در جهت کاهش جمعیت اکثر کشورهای دنیا حرکت می‎کند. در حال حاضر ما بحث عدم تعادل را داریم و باید تعادل در سیاست را داشته باشیم. بسیاری از کشورها در حالت عدم تعادل قرار دارند. کشورهای درحال توسعه رشد بی‌رویه داشتند و کشورهای توسعه یافته با سالخوردگی جمعیت مواجه شدند.
 
وی افزود:  تغییرات جمعیتی علاوه بر اینکه از عوامل جمعیتی ناشی می‌شود از بسیاری از عوامل اجتماعی و فرهنگی که به مرور زمان و در مسیر تحول کشورها رخ می‌دهد تاثیر می‌پذیرد. بنابراین هدف سیاست جمعیتی، حفظ  تعادل پویا جمعیت است. تغییر جمعیت باید به طور مداوم بررسی شود. ما در حال حاضر به رشدجمعیت زیرحد جانشینی رسیدیم. هر کشوری به این نقطه برسد جمعیتش به سمت صفر شدن حرکت می‌کند. اگر این حرکت ادامه داشته باشد ممکن است شاهد منفی شدن رشد جمعیت و کاهش قدر مطلق باشیم. ما الان با کاهش باروری مواجه شدیم نه کاهش جمعیت.
 
سردبیر فصلنامه جمعیت و عضو هیات علمی وزارت علوم گفت: اگر روند کاهش جمعیت در ایران با همان شیبی که داشت، ادامه پیدا می‌کرد، سناریو  حد پائین جمعیت سازمان ملل برای ما تحقق پیدا می‌کرد و در سال 1480 جمعیت ایران به 31 میلیون نفر می‌رسید. سازمان ملل در سه سناریو جمعیتی که برای ایران در نظر گرفته بود جمعیت ایران را در حد بالا 105 میلیون، حد متوسط 60 میلیون و حد پایین 30 میلیون برآورد کرده بود. البته سازمان ملل در آمارهای خود تجدید نظری انجام داده است.
 
محمودی خاطرنشان کرد: کاهش جمعیت باعث به وجود آمدن چالش جمعیتی می‌شود. در این چالش تجدید نسل ما با مشکل مواجه می‌شود. تجدید نسل یعنی میزان دختری که یک مادر به جای می‌گذارد. اگر دو فرزند داشته باشیم مادر کمی پائین تر از یک دختر به جای خود می‌گذارد. الان متوسط تعداد فرزندان یک و هفت دهم است که در نتیجه تجدید نسل در حدود هشت دهم می‌شود و این یعنی جمعیت نمی‌تواند در نسل‌های بعدی خودش را جایگزین کند. آمارها نشان می‌داد اگر کاهش جمعیت ما با همان روند قبل ادامه پیدا می‌کرد نرخ رشد جمعیت ما به صفر می‌رسید و پس از آن قدر مطلق جمعیت ما شروع به کاهش می‌کرد.
 
وی اضافه کرد: کاهش نیروی در سن کار، سالمندی جمعیت، افزایش مهاجرت‌های بین‌المللی و تغییر هویتی از جمله چالش‌های کاهش جمعیت هستند.
تصمیم به کاهش جمعیت دنیا توسط آمریکا در سال 1974 گرفته شده است. اولین بار در دولت نیکسون به هنری کسینجر دستور دادند که این برنامه پیاده شود. این تصمیم در سال 1989 از طبقه‌بندی بیرون آمد. هدف اصلی این است که در کلیه کشورهای دنیا که آمریکا احساس می‌کند هم منابع غنی دارند و هم نباید جمعیتشان زیاد شود طرح کاهش جمعیت اجرا شود. به این موضوع جنگ جمعیتی گفته می‌شود. بحث جنگ جمعیتی به این معنا است که نباید در کشور مقابل انسانی به دنیا بیاید که باعث شود آن فرزند تبدیل به یک نیروی توانمند شود. مخصوصا در آن زمان که بحث کمونیست در بین جوانان داغ بود آمریکایی ها از لفظ کارگر استفاده می‌کردند. در آن زمان خطر اصلی کمونیست بود ولی الان خطر اصلی اسلامگرایی است. بنابراین کشورهای اسلامی نباید به سمت تولید فرزند بروند.
 
سردبیر فصلنامه جمعیت و عضو هیات علمی وزارت علوم گفت: بنیاد راک فلر، بنیاد فورد، آژانس همکاری های بین المللی آمریکا که قدرت اصلی در دستشان است و اسناد بالا دستی را تنظیم می‌کنند و مسئول حفظ منافع سرمایه داری در دنیا هستند همه سیاست‌هایشان مبنی بر عقیم سازی مردم دنیا است. آنها تحت عناوین بشر دوستانه حقوق بشر، حمایت از زنان، از بین بردن فقر، بهداشت و تغذیه خوب وارد کشورها می‌شوند و به واسطه سازمان‌های بین المللی سیاست‌های کنترل جمعیت را پیاده می‌کنند.
محمودی اضافه کرد: برژینسکی، سیاستمدار کهنه‌کار جمله معروفی در مقابله با ایران دارد. او می‌گوید از فکر کردن برای حمله پیش دستانه به تاسیسات هسته‌ای ایران اجتناب کنید، گفت‌وگوها با تهران را حفظ کنید و بازی طولانی مدتی را با ایران شروع کنید زیرا آمارهای جمعیتی نشان می‌دهد که اوضاع در طولانی مدت به نفع رژیم حاکم بر ایران نیست.
 
وی خاطرنشان کرد: آمریکا این بازی طولانی مدت را با شوروی سابق هم انجام داد. الان روسیه به شدت مایل به سیاست‌های افزایش جمعیت است. آنها مشوق‌های سنگین به خانواده‌ها پرداخت می‌کنند. یکی از شعارهای انتخاباتی پوتین نیز همین بود. در آنجا جمعیت بقدری رو به کاهش است که در اوکراین همین الان قدر مطلق جمعیت رو به کاهش است. الان حتی در روسیه دنبال این هستند که خارج از الگوی خانواده زنها و مردها به دنبال فرزندآوری باشند.
 
سردبیر فصلنامه جمعیت و عضو هیات علمی وزارت علوم با اشاره معایب کاهش جمعیت گفت: با تغییر الگوی سنی جامعه و ازدیاد افراد مسن در جامعه، جمعیت محافظه‌کار و مصرف کننده می‌شود و تولیدکنندگان کم می‌شوند. با چنین تغییراتی آمریکا می‌تواند در مذاکره هرآنچه را که می‌خواهد به دست بیاورد. حتی اگر پرونده هسته‌ای تمام شود یک پرونده دیگر مثل پرونده حقوق بشری روی میز می‌آید.
 
محمودی تصریح کرد: در نشست بیلدربرگ که نشستی از افراد دارای ثروت و قدرت جهان است تصمیم گرفته می‌شود که در خاورمیانه جنگ برپا شود. آنها معتقدند جمعیت جهان زیاد شده است و تنها جنگ می‌تواند این معضل را برطرف کند. در هرجای جهان افراد را به جان هم می‌اندازند و اسلحه به دستشان می‌دهند. آنها می‌گویند جمعیت جهان باید به یک تا دو میلیارد نفر برسد تا بتوانند قدرت را در دست بگیرند. این تصمیم آنها به این دلیل است که در 200 سال اخیر یکی از محورهای رشد اقتصادی کشورها رشد جمعیت آنها بوده است.
 
وی اضافه کرد: یکی دیگر از محورها نیز رشد تولید سرانه است که برای ایران هم تجویز می‌شود. آمریکا نمی‌خواهد بپذیرد که ایرانی در منطقه خاورمیانه باشد که خودش منابعش را در دست گیرد. آنها چون وجود ما را نمی‌پذیرند می‌خواهند رشد اقتصادی ما را کاهش دهند و به همین دلیل جلوی رشد جمعیت ما را می‌گیرند.
حجت‌الاسلام بی‌ریا در ادامه گفت: زمانی که آمریکایی ها به عراق حمله کردند در رسانه‌ها تصاویری که دوست داشتن را پخش کردند. سربازان آمریکایی به خانه‌ای می‌روند و با لگد درب را می‌شکنند و وحشت ایجاد می‌کنند. چرا این کار را می‌کنند. وقتی مطالعه می‌کنند، می بینند این‌ها یک تئوری دارند که اگر می‌خواهید عقاید یک کشور را تغییر دهید باید وحشت ایجاد کنید،‌ باید از مکانیزم ترور و وحشت استفاده کنید تا ذهن مردم پاک شود تا بتوان عقاید جدید را به آن‌ها منتقل کرد. این سوال مطرح است که اگر ما به سمت سقوط می‌رفتیم چرا این سازمان‌های بین‌المللی که در سازمان ملل فعال هستند اشاره ای به کاهش جمعیت ما نکردند تا کار به جایی کشد که خود این‌ها اذعان می‌کنند که کاری به ایران نداشته باشید، خودشان سقوط می‌کنند. معلوم است که خیر ما را نمی‌خواهند، این بدبینی نیست. اتفاقا بصیرت است که ما گول حرف‌های آن‌ها را نخوریم.
 
طالب زاده در ادامه گفت: نکته عجیبی که که کسی به آن دقت نمی‌کند این است که از سال 1979 تا به امروز آمریکا 100 میلیون نفر افزایش پیدا کرده است و هیچکس هم درباره آن صحبت نمی‌کند. افزایش جمعیت آنها بومی هم نیست بلکه همه مهاجر هستند. یک زمانی در نیویورک دور تا دورش در مترو همه انگلیسی صحبت می‌کردند و همه آمریکایی بودند، اما امروز همه خارجی هستند. همه تاکسی‌های شهر نیویورک پاکستانی و هندی و در اصل مهاجر هستند. این 100 میلیون افزایش در آمریکا صورت گرفته است. خیلی جالب است که برای ما نسخه می‌پیچند و می‌خواهند جمعیت ما را مهار کنند.
 
وی افزود: خود رژیم صهیونیستی می‌گوید که جمعیت ایران را باید مهار کرد. اما برای خودشان اتفاقی دیگر افتاده است. در برنامه «راز» ما میزبان گرت پرتر بودیم که در مورد مسائل هسته‌ای ایران کتابی نوشته بودند با عنوان بحران ساختگی، از او پرسیدم شما متوجه هستید که کشور خودتان در طول این 30 سال 100 میلیون افزایش جمعیت داشته است؟ انسان محققی مانند او چون تبلیغات هیچ چیزی نمی‌گوید روی این مسئله متمرکز نشده است. همه این 100 میلیون مهاجر هستند، 30 تا 40 میلیون مکزیکی و بقیه از کشورهای روسیه، خاور دور و... . بعد ما 3 میلیون مهاجر افغانستانی داریم که به آن‌ها شناسنامه نمی‌دهیم. 
 
تهیه‌کننده «راز» اضافه کرد: این هم یک مسئله است که نیروهای افغانستانی در ایران را شناسنامه نمی‌دهیم ولی از آن طرف  آمریکا 100میلیون مهاجر پذیرفته است. وقتی رقیب ما هر روز دارد مهاجر را به راحتی می‌پذیرد و بی سر و صدا 110 میلیون مهاجر آورده است، بدون اینکه جلد مجله‌ای کرده باشد یا اینکه حتی گزارشی رفته باشد، مشخص است که این استراتژی جمعیت از آن دسته از کارهای پنهانی آمریکایی‌ها است. چراکه آمارش مشخص است که 1979 چقدر جمعیت داشتند و حالا در 2014 چه تعداد جمعیت دارند. کارشناسان و فیلسوفان خودشان هم متوجه این نیستند که این چگونه سیاستی است؟
 
محمودی در ادامه گفت: همین الان در کشور آمریکا نرخ باروری خیلی زیاد است. در سند مطالعات آمریکا آمده است که تنها کشورهای مخالف‌ منافع ما باید جمعیتشان کم شود و کشورهایی که با ما در یک جبهه هستند باید جمعیتشان زیاد شود. آنها از همه عوامل و حربه‌ها استفاده می‌کنند، حتی تشویق مادی هم می‌کنند. در استرالیا هر فرزندی که به دنیا بیاید،‌ 4 هزار دلار پرداخت می‌کنند، بدون اینکه از فرد بپرسند ثروتمند است یا فقیر، بلکه تنها باید فرد تشویق شود. در مالزی این اتفاق دارد رخ می‌دهد. در ترکیه، روسیه، کانادا و... ماهانه تا 18 سالگی فرزند یارانه پرداخت می‌کنند. همه جا دارند تشویق می‌کنند، اما سوال اینجاست چرا برای ما، ایرانی که در دنیا معروف است از لحاظ داشتن منابع،‌ جمعیت جوان و تکنولوژی مشکلی ندارد که جمعیتمان کم شود. ما حتی پول وارد کردن تکنولوژی را هم داریم و همه شرایط برای ما فراهم است برای افزایش جمعیت اما همه دنیا دلسوز ما شده‌اند و می‌گویند اگر افزایش جمعیت داشته باشید به فقر، بیکاری و بهداشت نامناسب دچار می‌شوید. چرا فقط برای جمعیت ما نسخه می‌پیچند.
 
حجت‌الاسلام در ادامه گفت: آمریکا یک کشور مهاجر پذیر است، الان هم اینگونه است. آنها طراحی‌های دقیقی کردند تا افرادی که به این کشور مهاجرت کردند شبیه آمریکایی‌ها شوند. یعنی کارهای دسته دوم، سوم، چهارم را به مهاجرین می‌دهند و خود آمریکایی‌ها مدیریت می‌کنند. وقتی به یک شرکت  تجاری در آمریکا مراجعه کنید مواجه می‌شوید با کارمندان مهاجر اما رئیس آمریکایی است. این ها دوسناریو برای مهاجرین دارند، سناریوی سوپ و سناریوی سالاد. می‌گویند آن کسی که به آمریکا می‌آید یا مانند محتوای سوپ است که با همه یک شکل می‌شود یا مانند سالاد است که در عین حفظ هویت با آن‌ها است.
 
وی افزود: در مورد مردم دنیا نیز آمریکایی‌ها یک چنین سناریویی را دارند. یا می‌گویند مردم دنیا با ما هستند یا بر علیه ما هستند، همان حرفی که بوش زد. در دنیا آن‌هایی که علیه آمریکا هستند از راه‌های مختلف مانند جنگ یا کاهش جمعیت باید از بین بروند. مسلمانان نیز یا دینشان را کنار می‌گذارند و آمریکا را می‌پذیرند و عضوی از سوپ می‌شوند یا اگر نمی‌پذیرند، حداقل سالاد می‌شوند یعنی یک بخشی از سالاد آمریکایی می‌شوند و به عنوان مسلمانان معتدل پذیرفته می‌شوند. آنها می‌گویند یک سالادی درست کنیم از مسلمانان دنیا که این سالاد آمریکایی است، منتها این‌ها دلشان خوش است که دینشان را حفظ کرده‌اند. این نقشه کلی آمریکا در تمام دنیا است، حالا در کشور خودشان هم به خوبی این کار را انجام می‌دهند و گواه آن 100 میلون جمعیتی که در طول سی سال  به آمریکا برده‌اند.
 
محمودی در ادامه گفت: اگر جمعیت زیاد شود، خود به خود می‌تواند از پس مشکلات خودش بر بیاید. جمعیت هرچه کم‌تر شود مشکلات زیاد می‌شود. سازمان‌های بالادستی از سازمان‌های بین‌المللی به عنوان ابزار استفاده می‌کنند که مهم ترین آن دفتر یونیسف است. دفتر جمعیت سازمان ملل ماموریت پیدا کرد تا به سمت کاهش جمعیت دنیا برود.
وی خاطرنشان کرد: در دهه گذشته سه نفر از افراد شاخص کشورمان از دفتر صندوق سازمان ملل جایزه گرفتند به خاطر این که این افراد برنامه عملی کنفرانس ژنو را به خوبی اجرا کردند. یکی از این افراد در مصاحبه‌ای در مراسم اعطای جایزه می‌گوید یکی از دلایل موفقیت ما در کاهش باروری در ایران این بوده که توانستیم مراجع مذهبی را به میدان بیاوریم و از آنها فتوا بگیریم که کاهش جمعیت را انجام دهیم و از انواع وسایل جلوگیری از بارداری استفاده کنیم.
 
سردبیر فصلنامه جمعیت و عضو هیات علمی وزارت علوم ادامه داد: بنابراین یکی از دلایلی که درچند سال قبل از انقلاب سیاست‌های کنترل جمعیت نتوانست مطابق انتظار آن کشورها موفقیت آمیز عمل کند این بود که مراجع مذهبی به میدان نیامدند.
 
محمودی  با بیان این که علت اصلی اهدای جوایز به خاطر این مساله بود، گفت: آمارهایی سازمان ملل درباره کاهش جمعیت و موفقیت در کنترل جمعیت در ایران مطرح می‌کند تا ایران را به عنوان الگو مطرح کند لذا اکنون که بحث تجدید نظر مطرح می‌شود، می‌گویند ما در ارائه آمار اشتباه کردیم.
 
وی اضافه کرد: این که چرا نهادهای بین‌المللی این تلقی را از ایران دارند به خاطر برنامه‌ا‌ی است که در کنفرانس کنترل جمعیتی در قاهره  تدوین کردند و تلاش دارند تا 2105 این برنامه را تمدید کنند.
 
سردبیر فصلنامه جمعیت و عضو هیات علمی وزارت علوم گفت: عنصر اصلی در این برنامه کنترل، زنان هستند. همچنین برخی از اهداف مهم این کنفرانس برابری و عدالت جنسی و تواناسازی زنان، محو خشونت علیه زنان، ایجاد خدمات تنظیم خانواده و بهداشت برای همگان  بود که فی‌نفسه بد نیست اما نباید استفاده ابزاری از آن شود بنابراین تا سال 2015 باید کاری کنند که بیشترین خدمات کنترل جمعیتی و تنظیم خانوده در دنیا انجام شود.
 
محمودی تصریح کرد: در راستای همین سیاست آنها، از جمعیت شناسانی که در این جهت کمک کردند، حمایت می‌کنند. در سند اولیه این کنفرانس می‌گوید باید دانشمندان جوان سکولار تربیت کنیم تا بتوانیم به وسیله آنها برنامه را اجرا کنیم.
 
وی اضافه کرد: ما در حال تدوین سیاستهای دوباره افزایش جمعیت در مجلس هستیم. یک اتفاق دیگری که برای پیش‌بینی ایران افتاده این است که در سال 2012 پیش‌بینی شده بود که جمعیت ایران 31 میلیون نفر برسد که خوشبختانه به این آمار نرسیدیم. البته کاهش باروری‌ انجام شده است و باید کاری کنیم که این دوباره تجدید شود.
 
سردبیر فصلنامه جمعیت و عضو هیات علمی وزارت علوم افزود: پس از سال 2010 که این پیش‌بینی را دادند از نهادهای داخلی آمار خلافی به سازمان ملل ارائه دادند و پس از تصحیح، سازمان ملل در سال 2012 آمار خود را تجدید نظر کرد. ما نباید به نهادهایی مثل یونیسف و غیره میدان بدهیم که آمار خلافی به غیر از آمار رسمی ارائه بدهند و بگویند در ایران هیچ اتفاقی نیفتاده است.
 
محمودی گفت: باید روابط ما با سازمان ملل طبق ساختار تعریف شده باشد و نباید از آن تخطی شود و آمار کشورمان پیش از آنکه به مسئولین برسد از سوی سازمان ملل ارائه شود.
 
حجت الاسلام سقای بی‌ریا در ادامه برنامه گفت: نکته بسیار مهمی که باید به آن توجه شود این است که فرزندآوری کار آسانی نیست و با یک قانونی در مجلس  یا اقدامی از سوی نهادهای فرهنگی به ثمر نمی‌رسد بلکه تکلیفی است که زحمت هم دارد. مرکز مسئله جمعیت و فررزندآوری زنان هستند که تمام بار و مشکلات سنگین آن را برعهده دارند. وزارت بهداشت و مسئولان بهداشتی باید بسیار تلاش کنند و مسائل را بسیار خوب به سرانجام برسانند و خدمات را به نحو احسن به مردم ارائه بدهند. دولت هم وظیفه دارد این کار را انجام دهد.
 
وی افزود: به موضوع افزایش جمعیت به عنوان یک تکلیف، یک وظیفه ملی و دینی و نه یک وظیفه فردی و شخصی باید نگاه شود. رویکرد ما در باره مسئله جمعیت بسیار مهم است. باید تکلیف مداری باشد. فرزند آوری به تک تک افراد جامعه واجب است و نباید از آن سرپیچی کنیم.
 
در ادامه برنامه بخشی از سخنرانی مقام معظم رهبری با موضوع فرزندآوری در سال 91 پخش شد.
 
محمد جواد محمودی عضو هیئت علمی وزارت علوم گفت: پاشنه آشیل اصلی ما خانواده است. ما هر چقدر که بتوانیم باید به خانواده کمک کنیم تا به فرزندآوری در جامعه کمک کنیم.برخی از اقدامات کشورهای مختلف در جهت افزایش جمعیت در دنیا شامل: پاداش و کمک نقدی به خانواده‌ها، تخصیص مزایای نقدی و یا غیرنقدی به خانواده‌ها، تخفیف مالیاتی،‌ اجازه مرخصی زایمان و بازگشت دوباره به کار، اجازه مرخصی به پدران،‌ اجازه مرخصی به والدین  که مکمل مرخصی بوده است.
 
محمودی اضافه کرد: ما برای اقشار متوسط به پایین نیازی به تشویق فرزند بیشتر نداریم بلکه باید کمک کنیم تا بتوانند از عهده تربیت فرزندانشان برآیند.
من درخواست می‌کنم هر چه سریعتر سیاستهای بهبود جمعیتی در نظر گرفته شود.
انتهای پیام
 
 
     
  •        

 


برچسب‌ها: سیاسی اجتماعی
+ نوشته شده در  9 Jul 2014ساعت 1:34 PM  توسط   | 
هفته قوه قضائیه وشهادت بهشتی مظلوم ره و72تن ازیاران انقلاب اسلامی راگرامی میداریم این هفته رابه خدمت گزاران قوه قضائیه تبریک میگوییم

+ نوشته شده در  25 Jun 2014ساعت 10:52 AM  توسط   | 
 شهررمضان الذی انزل فیه القران....قران کریم حلول ماه مبارک رمضان ماه غفران ورحمت رابه عموم مسلمانان جهان خاصه ملت شریف  ومسلمان ایران اسلامی تبریک وتهنیت میگوییم صائمان وروزه داران عزیز در فصل گرم تابستان وروزهای بلند اجر مضاعف نزد ذات اقدس اله خواهدداشت وشیطان هم در کمین است مراقب باشیم در دام اذنابش قرارنگیریم

 

 
       
 
(ادامه دارد)

+ نوشته شده در  25 Jun 2014ساعت 10:47 AM  توسط   | 
 جنایات گروهک منحرف تکفیری داعش و فتنه در عراق که  دست  استکبار در ان مشهود است و فتنه امریکایی است جنایت کارانی که بادلارهای نفتی برخی از عیادی منطقه شعله ورشد ان شاءالله با تدبیر مسلمانان و به زودی پایان مییابد وتوطئه جنگ مذهبی که خواست استکبار ونقشه صهیوسیتها ست نقش بر اب میشود 


برچسب‌ها: سیاسی مذهبی
+ نوشته شده در  23 Jun 2014ساعت 10:17 AM  توسط   | 
+ نوشته شده در  10 Jun 2014ساعت 11:5 PM  توسط   | 

the covenant in the quran

the key to unity of the verses contained

in

QURANIC SURAHS

by:abd al_lkarim biazar

office for diffusiion of islamic culture 

 

 


برچسب‌ها: diffusiion of islamic culture
+ نوشته شده در  9 Jun 2014ساعت 11:33 AM  توسط   |